يكى از شواهد دالّ بر اينكه رابطهء اين لفظ و معنا در اينگونه واژهها ، رابطهء وضعى و قراردادى و اعتبارى نيست ؛ بلكه رابطهاى ذاتى است اين است كه اينگونه الفاظ تقريباً براى همهء انسانها با لغات مختلف و امكنه و ازمنهء مختلف همين معنا را دارد با آنكه هيچگونه ارتباط خاصى ميان اين انسانها وجود ندارد كه منشأ پيدايش رابطهء لفظى وضعى مشتركى بين آنها بشود .
دلالت الفاظى كه برگرفته از اصوات حيوانات است ، براى دلالت بر آنها ( بدون وضع لغوى ) يا دلالت الفاظى كه برگرفته از اصوات مقارن با اشياء بهاقتران تلازمى است براى دلالت بر آن اشياء ، و نيز دلالت لفظ بر نوع خود ؛ مانند « زيد اسمٌ » از اين قبيل دلالت رمزى است .
رابطهء ذاتى ميان لفظ و معنا كه ميتواند مبناى دلالت لفظىرمزى قرار گيرد انواع متعدّدى دارد كه ميتوان انواع ذيل را از برجستهترين آنها برشمرد :
1 ) رابطه تشابه : نظير : دلالت الفاظ بر گرفته از اصوات حيوانات بر اصوات آنها ؛
2 ) رابطه تلازم : نظير : دلالت لفظ « آخ » بر احساس درد يا لفظ « اح » بر احساس تنفر ؛
3 ) رابطه تركيبى - كه مركّب از دو رابطهء تشابه و تلازم است - : نظير : دلالت لفظ برگرفته از دلالت صوت حيوانى معين بر آن حيوان كه مركب است از :
الف . رابطهء تشابه بين لفظ برگرفته از صوت آن حيوان با صوت حيوان ؛
ب . رابطهء تلازم بين صوت حيوان و خود حيوان ؛
4 ) رابطه كلّى و جزئى : نظير : دلالت مثال يا نمونه يك لفظ بر نوع يا جنس آن لفظ ، نظير آنكه براى دلالت بر حرف از كلمه « من » يا براى دلالت بر اسم از كلمه « ضَرْبَ » يا براى دلالت بر فعل از كلمه « ضَرَبَ » استفاده شود . در اين مثال از رابطهء جزئى و كلّى استفاده مىشود ؛
5 ) رابطه كل و جزء : نظير : دلالت جزء يك كلمه بر آن كلمه يا دلالت يك كلمه كه جزئى از يك جمله است بر تمام آن جمله ، يا دلالت يك مصراع از يك بيت بر آن بيت يا يك بيت از يك قطعهء شعرى بر آن قطعهء شعرى و هكذا . . نظريهاى كه حروف مقطعه قرآنى را اشارهاى به الفاظ قرآنى ميداند و معتقد است مثلًا : « الم » اشاره به قرآنكريم و تركب آن از اين قبيل حروف است ، دلالت رمزى اين حروف را بر اين اساس مبتنى دانسته و از رابطهء جزء و كل در تفسير اين آيات بهره جسته است .
3 . دلالت لفظى رمزى استعمالى
اين نوع دلالت لفظىرمزى ، مبتنى است بر قرينهء در مقام استعمال بدون در نظر گرفتن رابطهء وضعى قبلى يا رابطه ذاتى بين لفظ و معنا .