در ترتّب تلازمى بايد به اين نكته اشاره كنيم كه ترتّب تلازمى ممكن است بين لوازم مترتّبهء بسيارى باشد كه معناى دوّم ، لازم معناى اوّل و معناى سوّم ، لازم معناى دوّم و معناى چهارم ، لازم معناى سوّم باشد و اين تسلسل معانى متلازم ممكن است به لوازم بسيارى سرايت كند كه همگى نتيجهء وضع لفظ براى معناى اوّل مىباشند و دلالت لفظ بر همهء اين معانىمترتّبه دلالت مبتنى بر قاعدهء وضع عُرفى است . البته غالباً لوازم درجه دو و سه و چهار بر مردم عادى مخفى است ؛ لكن افراد حكيم و باهوش و فراست مىتوانند به لوازم مترتّبهء بسيارى دست يابند كه بسا از فهم و ادارك مردم عادى به دور باشد .
2 . ترتّب اشتمالى يا تضمّنى :
مقصود از « ترتّب اشتمالى » يا « تضمّنى » : اين است كه معنايى كه لفظ بر آن وضع شده و بر آن دلالت مىكند ، متضمّن و مشتمل بر معنايى ديگر باشد و آن معناى ديگر نيز بر معناى سوّم و آن معنا نيز مشتمل بر معناى چهارم باشد و هكذا . . دلالت لفظ بر اين معانى توى در توى بر مبناى ترتّب تضمّنى يا اشتمالى است .
براى مثال پزشك به بيمار ميگويد : « لازم است روزانه 10 گرم گوشت سفيد مصرف كنى » معناى لفظ : 10 گرم گوشت سفيد براى بيمارى كه از محتويات غذايى 10 گرم گوشت سفيد اطلاعى ندارد بيش از اين نيست ، يعنى از اين لفظ بيش از اين نميفهمد ؛ لكن براى كسى كه بر تركيبات و محتويات اين مادّه اطلاع كامل دارد لفظ 10 گرم گوشت سفيد بر معناى توىدرتوى فراوانى دلالت دارد . مثال ديگر : اگر پزشك براى بيمار خود نسخهاى تجويز كند كه در آن نام چند دارو برده شده است اين نسخه براى بيمار غير مطّلع بر تركيبات و محتويات داروها دلالتى جز بر اعيان آن داروها ندارد ؛ لكن براى پزشك مطّلع به تركيبات آن دارو و اجزاء آن تركيبات و اجزاى اجزاى مواد آن تركيبات دلالتهاى ترتّبى اشتمالى فراوانى دارد .
3 . ترتّب صدقى :
منظور از « ترتّب صدقى » : اين است كه صدق مفهومى بر يكى از مصاديق ملاك و معيار صدق آن بر مصداق ديگر باشد و مصداق دوّم نيز ملاك و معيار صدق مفهوم بر مصداق سوّم شود و هكذا . .