نشده است . در حالى كه حرف «
X
» براى استفاده در معادلات رياضى وضع شده و كاربرد آن ، مخصوص معادلات رياضى است و براى استفادهء همگانى و همهجايى نيست . اين جهت از جهات تغاير بين دلالت لغوى و دلالت رمزىلفظى ، فراگيرترين نوع تغاير بين اين دو نوع دلالت است ؛
2 ) وضع در دلالت لغوى همواره براى صورت متعينى است . مثلًا : وضع لفظ « ماء » براى مايع معينى است كه صورتى متعين از آن در ذهن واضع حاضر بوده و لفظ را براى آن صورت وضع كرده است در حالى كه در بسيارى موارد دلالت لفظىرمزى نظير رمز «
X
» وقتى لفظ براى معناى مورد نظر ( يعنى مجهول در معادلات رياضى ) وضع مىشود از معناى موضوعله هيچگونه صورت متعينى در ذهن وجود نداشته و تنها يك تصوّر اجمالى از معنا كه مشير به واقعى نامتعين است ( مجهول در معادلات رياضى ) در ذهن حضور داشته و لفظ «
X
» براى آن وضع شده است ؛
3 ) در برخى موارد دلالت رمزىلفظى ، وضع مركّب يا مضاعف وجود دارد كه احياناً طولى است يعنى دو وضع متعدد در طول يكديگر وجود دارد .
در اين نوع از دلالت رمزىلفظى ، ابتدا لفظى يا الفاظى براى معنا يا معانى خاصى در چارچوب قواعد وضع لغوى وضع شده است مثلًا الفاظ : « نيروى انتظامى جمهورى اسلامى » براى معانى معينى وضع شدهاند ، سپس در وضعى ديگر كه در طول وضع نخستين است حروف اوّل الفاظ مذكور به عنوان رمز جهت دلالت بر اين الفاظ ، سپس دلالت بر معانى آنها وضع شده و بدينترتيب ، كلمهء « ناجا » رمز دالّ بر همان معانى متعدّدى خواهد شد كه الفاظ « نيروى انتظامى جمهورى اسلامى » بر آنها دلالت دارند .
در اين مثال - همانگونه كه توضيح داديم - وضع مركّب يا مضاعف طولى وجود دارد يعنى دو وضع كه در طول يكديگر قرار دارند كه وضع اوّل آن دو ، وضع لغوى است لكن وضع دوّم وضع رمزى است .
با توجّه به آنچه گفته شد : انواع دلالت الفاظ رمزىوضعى را ميتوان به چند نوع دستهبندى نمود :
* [ 1 ] : دلالت لفظى مبتنى بر وضع مركّب طولى :
در اين نوع از الفاظ رمزى ابتدا لفظى براى معنايى وضع شده است سپس لفظى ديگر در وضعى ديگر كه بر پايهء وضع نخستين قرار گرفته است ، براى همان معنا وضع مىشود ؛ لذا موضوعله در وضع رمزى كه وضع دوّم است همان موضوعله در وضع نخستين است .