فرمودهء محقّقخوئى مطلب درستى است و متضمّن پاسخ شهيد صدر نيز هست . بنابراين ، به فرض اينكه ادعاى ضرورت اشتراك نظربه اشتراك به معناى وضع عام و موضوعله خاص نيز داشته باشد ادعاى درستى نيست .
لكن افزون بر نكتهء عدم تناهى الفاظ به لحاظ مواد و صور تركيبيهء آنها ، در پاسخ استاد شهيد مىتوان گفت :
صرف نظر از اينكه ظاهر اين است كه ادعاى ضرورت اشتراك لفظى نظربه اشتراك لفظى با اوضاع متعدد دارد ، نه با وضع واحد تا نظر به مثل وضع عام و موضوعله خاص داشته باشد ، عدم امكان جامع انتزاعى بين معانى ربطيه و نسبيه پذيرفته نيست ، علىهذا امكان اشتراك معنوى لفظ واحد به وضع واحد بين معانى ربطيه نامتناهيه وجود دارد و نياز به وضع لفظ مشترك بين معانى جزئيه متباينه نامتناهى وجود ندارد . با آنكه تصويرى كه معظم له از وضع الفاظ براى معانى حرفى ارائه مىكنند به اشتراك معنوى بازگشت دارد كه ضرورت و وقوع آن محل نزاع نيست .
* مطلب سوم : ممكن است گفته شود : به فرض امكان اشتراك لفظى و وقوع آن ؛ لكن در سخن حكيمان بويژه در كلام خدا نظير قرآنكريم نمىتواند مورد استفاده قرار بگيرد ، چون يكى از دو تالىفاسد بر آن مترتب مىشود : يا تطويل غير لازم و غير مفيد ، يا اجمال و ابهام مخلّ به غرض ، كه هر دو با حكمت صاحب سخن منافات دارد . توضيح اينكه : اگر در بهكارگيرى مشترك لفظى از قرينه استفاده شود تطويل غير لازم و غير مفيد خواهد بود ؛ زيرا با وجود امكان بهكارگيرى لفظ غير مشترك مفيد معنا ، بهكارگيرى لفظ مقيد به قرينه ضرورتى ندارد ، و موجب افزايش غير مفيد در كلام خواهد شد . و اگر در مشترك لفظى از قرينه استفاده نشود موجب اجمال و ابهام لفظ خواهد شد كه با غرض از كلام كه تفهيم و تفاهم است سازگار نيست .
* پاسخ محقّقخوئى :
محقّقخوئى ، از اين اشكال چنين پاسخ مىدهد كه :
* اولًا : در صورت اتيان به قرينه ، موجب تطويل غيرضرورى و غيرمفيد نخواهد شد ؛ زيرا امكان بهرهگيرى از قرائنحاليه وجود دارد ؛
* ثانياً : در صورت عدم اتيان به قرينه اگرچه موجب اجمال و ابهام خواهد شد ؛ لكن ، اجمال و ابهام مخلّ به غرض حكيمان در مقام تفهيم و تفاهم نيست ؛ زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه غرض
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٢٢٦