2 ) در آنجا كه منشأ اشتراك لفظى اختلاط يا ادغام اقوام در يكديگر نباشد و واضع لفظ واحد براى معانى متعدد ، متعدد نباشد فوايد و اغراض خاصى براى اشتراك لفظى قابل تصوّر است كه بالنتيجه نه تنها مرجوح نخواهد بود كه از نظر عقلايى راحج و مفيد نيز مىباشد .
مهمترين فوايد و اغراضى كه ترتّب آنها بر اشتراك لفظى متصوّر است عبارتاند از :
1 ) فايده سهولت و روانى : توضيح اينكه بسيار اتفاق مىافتد كه لفظى از نظر تركيب لفظى و صوتى ، روان و تلفظ آن آسان است ، لذا عقلا ترجيح مىدهند از اين لفظ در افادهء معانى متعددى بهره گرفته شود ، و تحمل هزينه يا مؤونهء استخدام قرينه در برابر فايدهء روانى و آسانى لفظ ، عقلايى و صرفه مند است ؛
2 ) فايده آشنايى و انس : گاهى بهدليل اينكه لفظى براى مردم آشنا و مأنوس است از آن براى استفاده در حكايت از بيش از يك معنا استفاده مىشود ، در اين فرض تحمل هزينه و مؤونه استخدام قرينه در برابر بهرهجستن از مأنوسيت و آشنا بودن لفظ براى اهل زبان با صرفه و مفيد و معقول است ؛
3 ) فايده اجمال و ابهام : در برخى موارد ، اجمالكلام ، يا ابهام معناى مقصود - ولو بهطور نسبى - براى عقلا مطلوب ، بلكه لازم است . عقلا - در برخى موارد - لازم مىبينند بهگونهاى سخن بگويند كه براى همه كس مفهوم نباشد يا در زمان تكلم مفهوم نباشد ، و در زمان مناسب مفهوم شود در اين گونه موارد بهكار بستن لفظ مشترك اين غرض را تحقق مىبخشد . و طبيعى است كه تحمل هزينه استخدام قرينه نه تنها به صرفه است بلكه براى افادهء معنا ، استخدام قرينه علاوه بر خود لفظ عين مطلوب است .
مورد سوم : ضرورت اشتراك لفظى
نقل شده است كه جمعى ، به ضرورت اشتراك لفظى قائل شدهاند ، و چنين استدلال كردهاند كه : معانى و مقاصدى كه بشر نيازمند تفهيم آنها و حكايت از آنها و دلالت بر آنهاست نامحدودند ؛ زيرا نيازهاى بشر نامتناهى و نامحدود است ، در صورتى كه الفاظ با همه صور تركيبيهاى كه ممكن است داشته باشند محدود و متناهىاند ، بنابراين در مقام تفهيم معانى مقصوده چارهاى جز بهكارگيرى لفظ واحد براى رساندن معانى متعدّد نيست ، لهذا اشتراك لفظى ضرورتى گزير ناپذير است .
محقّقآخوند ( صاحبكفايه ) ، با اشاره به اين نظريه ، چنين مىفرمايد :