تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
محقّق‌خوئى كه خود از مدافعان پاى بر جاى نظريهء تعهّد است در برابر اين اشكال سر تسليم فرود آورده و آن را مىپذيرد ، و در نتيجه مشترك لفظى و همچنين ترادف را به‌دليل اينكه مستلزم تعهّد متضاد مىشوند غير ممكن ميداند ؛ لكن استاد شهيد علامهء محقّق صدر رضوان‌الله‌عليه در برابر اين اشكال ، به دفاع از نظريهء تعهّد برخاسته و اظهار مىدارد كه تعهّد را در اشتراك لفظى و ترادف مىتوان به نحوى تصوّر نمود كه مستلزم تعهّد متضاد نشود . در رابطه با ترادف در آينده سخن خواهيم گفت ؛ لكن در آنچه مربوط به اشتراك لفظى است استاد شهيد صدر با ارائهء دو شيوه تعهّد مشكل تعهّد متضاد را در اشتراك لفظى از ميان برمىدارد : 1 ) شيوه نخست اين است كه در تعهّدى كه واضع مشترك‌لفظى حين‌الوضع انجام مىدهد قيدى در معناى موضوع‌له در نظر گرفته شود ، و در نتيجه صيغهء تعهّد حين‌الوضع چنين شود : « إنّني أتعّهد : أن لا أستعمل هذا اللفظ إلا حين إراده هذا المعنى ، أو المعنى الآخر » . در اينجا با اضافه قيد : « أو المعنى الآخر » - كه اشاره به معانى ديگر مشترك لفظى است - مشكل تعهّدهاى متضاد حل مىشود و تضادى بين تعهّد ناشى از وضع نخستين با تعهّدهاى ناشى از اوضاع ديگر نخواهد بود ؛ 2 ) شيوه دوم اين است كه در تعهّد واضع ، قيدى بر خود تعهّد افزوده شود ، در نتيجه صيغهء تعهّد چنين خواهد بود : « إنّني أتعهّد - به شرط عدم التعهّد الآخر - أن لا أستعمل هذا اللفظ إلا حين إراده هذا المعنى » . در اين شيوه ، تعهّد مطلق نيست ؛ بلكه مقيد به عدم تعهّد دوم و سوم و . . است و در نتيجه چنانچه واضع در وضع‌دوم يا سوم و . . متعهّد شود كه لفظ را جز در تفهيم معناى خاص موضوع‌له به‌كار نبرد ، چنين تعهّدى با تعهّدهاى ديگر در تضاد و تنافى نخواهد بود ؛ زيرا هر يك از اين تعهّدها مشروط است به عدم تعهّد ديگر ، پس اگر تعهّدى ديگر انجام گرفت از پيش راه براى آن باز بوده و مانع از سر راه آن برداشته شده است .

مورد دوم : مفيد بودن اشتراك لفظى

پس از تسليم امكان اشتراك لفظى - خواه از نظر عقل نظرى خواه از نظر عقل عملى كه لازمهء آن ، عدم امتناع و نيز عدم لغويت اشتراك لفظى است - شبهه‌اى ديگر مطرح است و آن اينكه : به فرض آنكه اشتراك ممكن و معقول باشد ؛ لكن ، فايده‌اى بر آن مترتّب نيست ! منظور از فايده در اينجا ، چيزى افزون بر غرض عقلايى است كه ملاك معقوليت عملى و عدم لغويت است . منظور از فايده در اينجا معقوليت و مفيد بودن در مقام تزاحم است ، نه صرفاً معقوليت يا مفيد بودن بالذات يك فعل . مثلًا بسا كه در كارى فى نفسه
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 221 | الشيخ محسن الأراكي