* پاسخ : استاد شهيد در پاسخ به اين اشكال سخن سابق خويش را مجدداً تكرار مىكنند كه عنوان جامع بينالافراد مىتواند جزء ذات فرد نباشد و از مجموع وجود فرد انتزاع شود و بر مجموع وجود خارجى فرد منطبق باشد و در اينصورت مىتواند از تمام وجود فرد حكايت كند نه تنها از عنصر مشترك بين الافراد .
* اشكال ديگر :
مجدّداً بر ايشان اشكال گرفتهاند كه افراد با خصوصيات فردى متباين نمىتوانند منشا انتزاع جامع مشترك شوند ؛ زيرا « كثير متباين » بما هو كثير متباين ، نمىتواند منشأ پيدايش واحد بما هو واحد باشد ، بهدليل قاعدهء الواحد لا يصدر إلاعن الواحد كه نافى امكان صدور واحد بما هو واحد از كثير بما هو كثير است .
* پاسخ : استاد شهيد در پاسخ اشكال اخير مىفرمايد اين قاعده در آنجا صادق است كه عليتى حقيقى به معناى تاثير و ايجاب ميان دوشيئ برقرار باشد ، اما در آنجا كه عليتى حقيقى وجود ندارد اين قاعده صادق نيست . در آنجا كه وجود مفهوم ، وجود نفسالامرى است بهدليل اينكه عليت حقيقى مربوط به عالم واقع خارجى است ، و در حقايق عالم نفسالامر عليت و تأثير حقيقى جريان ندارد ، مانعى ندارد كه كثير - من حيث هو كثير - منشأ انتزاع واحد - من حيث هو واحد بشود . شاهد بر امكان اين مطلب ، مفهوم « شىء » است كه از مصاديق متباينه انتزاع مىشود و بر آنها منطبق و از آنها حاكى است . در مفهوم « شىء » با آنكه مفهوم واحدى است و بر مفاهيم متباينه صدق مىكند ، نمىتوان گفت منشأ انتزاع آن ، عنصر مشترك ميان مصاديق است ؛ زيرا بر خصوص عنصر مختص نيز مفهوم « شىء » صدق مىكند . بنابراين ، انتزاع مفهوم واحد از كثير - بما هو كثير - ممكن است و بههمين دليل حكايت مفهوم عام واحد از مصاديق كثيرهء آن - بما هى كثيره - ممكن است و هيچگونه اشكالى بر آن متوجه نيست « 1 » .
* نقد پاسخاخير :
بيان اخير استاد شهيد در رفع اشكال سابق مخدوش به نظر مىرسد ؛ زيرا :
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الأصول 92 : 1 - 88 . .