اضافه بر آن ، اشكال ديگرى بر پاسخ استاد شهيد وارد است و آن اين است كه نظير اشكالى كه در صدد دفع آن هستند بر جواب ايشان يعنى بر عنوان قراردادن مفهوم متنزع از صور مصاديق جزئيه ذهنيه نيز متوجه است . توضيح اينكه : اگر مفهوم كلّى متنزع از صور جزئيه ذهنيه بهنحو استقلالى مورد لحاظ قرار گيرد نمىتواند وجه و عنوان همان صور جزئيه قرار گيرد ؛ زيرا عنوان « مصداق الانسان » يا « فرد الانسان » با مفهوم صورت جزئى زيد و بكر و عمرو و . . . متفاوت است چون خصوصيات اين مصاديق را بازگو نمىكند بنابراين اگر بهلحاظ استقلالى به آن نگريسته شود تنها از خود حكايت مىكند و نمىتواند از صور جزئيه ذهنيه حكايت كند .
و اگر بهنحو آلى مورد لحاظ قرار گيرد ، چنانچه وسيلهء لحاظ صور جزئيهء ذهنيه قرار بگيرد ، حاكى با محكىعنه متباين است و بنابراين نمىتواند از اين صور جزئيه حكايت كند و آلت و وسيله لحاظ آنها بشود ؛ زيرا مفهوم كلّى عبارت است از « مصداق الانسان » ، يا « فرد الانسان » در حالىكه هيچيك از اين صور جزئيه نظير صورت « زيد » ، « عمرو » ، يا « بكر » مصداق « انسان » يا « فرد انسان » نيست تا آن عنوان « فرد الانسان » بر اين مضمون « صورت زيد در ذهن » صادق باشد و بتواند از آن حكايت كند .
و اگر بهنحو آلى مورد لحاظ قرار بگيرد ؛ لكن آلت و وسيلهء لحاظ مصاديق خارجى انسان قرار بگيرد ، اين اشكال پيش مىآيد كه رابطهء وضعى ، رابطهاى بين صورت لفظ است و صورت معنا لذا موجب رابطهء سببيت بين تصوّر لفظ و تصوّر معنا مىشود ؛ در حالى كه در اين فرض ، معناى موضوعله مصداق خارجى آن مفهوم كلّى فرض شد و مصداق خارجى نمىتواند طرف رابطهء وضعى قرار گيرد .
* تقرير دوم : هر مفهوم كلّى كه جامع بين مجموعهاى از افراد است تنها در صورتى مىتواند جامع بين الافراد باشد و در نتيجه از وصف كليت بهرهمند باشد كه خصوصيات افراد در آن لحاظ نشود و در حقيقت با الغاى خصوصيات افراد است كه چنين مفهوم جامعى قابل تصوّر است ، بنابراين چنين مفهومى به هيچ وجه نمىتواند حاكى از خصوصيات افراد باشد ؛ زيرا مفهوم كلّى جزء مشترك مفاهيم افراد است ، در حالىكه افراد مركب از اين جزء مشترك و جزء مختص و مميزى هستند كه فرديت فرد متقوّم به آن است . علىهذا مفهوم كلّى جامع كه تنها حاكى و نشاندهندهء جزء مشترك افراد و
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص١٧٨