تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
در مراحل بعد از تاكد قرن نيز انتقال از لفظ به معنا به همان نحو است كه پيش از تاكد قرن بوده است بنابراين وضع خاص بر موضوع له خاص خواهد بود . * مطلب‌سوم : تحقيق درباره امكان يا عدم امكان قسم ثالث : در طى مباحث پيشين ، به اشكالى در مورد قسم ثالث وضع اشاره كرديم كه حاصلش - بنابر تقريبى كه در تقريرات بحث محقّق‌خوئى آمده - اين است كه : هر مفهوم ذهنى چه جزئى و چه كلّى تنها از محكى خود حكايت مىكند و همان‌گونه كه مفهوم خاص نمىتواند از مفهوم ديگر خواه خاص باشد يا عام حكايت كند ، مفهوم عام نيز نمىتواند از مفهوم ديگر خواه عام باشد يا خاص حكايت كند ؛ زيرا لحاظ هر مفهومى نگاه به همان مفهوم است و نمىتواند نگاهى به مفهوم ديگر باشد . بنابراين ، وضع عام و موضوع‌له خاص قابل تصوّر نيست « 1 » . * پاسخ محقّق‌خوئى : سيدنا الاستاذ المحقّق الخوئى ( رحمه الله ) از اين اشكال چنين پاسخ داده است : مفاهيم كليه‌اى كه به عنوان معقول‌اوّلى از خارج انتزاع مىشوند نظير مفهوم انسان و حيوان و بياض و سواد و امثال آنها و نيز مفاهيم كليه‌اى را كه ذهن تصوّر مىكند و به عنوان معقول ثانوى شناخته مىشوند نظير امكان و امتناع و ابيض و اسود و امثال آنها نمىتوانند از غير خود حكايت كنند ؛ لكن مفاهيم انتزاعى نوع سومى داريم كه از مصاديق جزئى انتزاع مىشوند و از آنها حكايت مىكنند نظير مفهوم شخص يا فرد يا مصداق كه مفاهيمى كلّى هستند و در عين حال حاكى از مصاديق جزئيه مىباشند . مفاهيمى از اين دست نظر به اينكه علىرغم عام‌بودن به‌طور ذاتى حاكى از مصاديق جزئيه هستند مىتوانند وجه و عنوانى براى مصاديق جزئيه قرار گيرند و ذهن با تصوّر آنها لفظ را براى مصداق جزئى كه محكىعنه آنهاست وضع كند . بنابراين قسم‌سوم يعنى وضع عام و موضوع‌له خاص به ترتيبى كه گفتيم امكان پذير است « 2 » . لكن اين بيان كاملًا مخدوش است و نمىتواند مشكلى را در رابطه با وضع عام و موضوع‌له خاص حل كند ؛ زيرا در نوع‌سوم كلّى كه متنزع از مصاديق جزئيه كلّى است
هامش
( 1 ) . المحاضرات 54 : 1 . ( 2 ) . همان . .