2 ) وضع عام كه اين نيز اقسامى دارد ؛ زيرا وضع عام آنجاست كه صورت معناى موضوعله قابليت انطباق بر كثيرين داشته باشد كه در اينصورت اگر حاكى از صرفالوجود لحاظ شود ، وضع عام صرفالوجودى است ، و اگر حاكى از مطلقالوجود لحاظ شود وضع عام مطلقالوجودى است ، و اگر حاكى از مجموعالوجود لحاظ شود وضع عام مجموعالوجودى است .
* نتيجه سوم : بنابر آنچه گفتيم مجموع اقسام وضع بهلحاظ موضوعله پنج قسم است :
1 ) وضع خاص خارجى ؛ از قبيل وضع اسماء اعلام ؛
2 ) وضع خاص ذهنى ؛ از قبيل وضع هيئات و حروف - بنابر بعض مبانى - كه توضيح آن در آينده خواهد آمد ؛
3 ) وضع عام صرفالوجودى ؛ از قبيل اسماء اجناس ؛ زيرا اسم جنس براى طبيعت بهنحو صرفالوجود وضع مىشود ؛
4 ) وضع عام مطلقالوجودى ؛ از قبيل اسماء اشاره و ضماير بنابر بعضى از محتملات - از جمله مبناى استاد شهيد صدر كه به نظر مىرسد با اين نوع لحاظ سازگار است ، - « 1 » زيرا اسماء اشاره و ضماير بنابراين احتمال براى مفاهيم عامى - نظير كلّ مشار اليه مفرد مذكر مخاطب - بهنحو مطلقالوجود وضع مىشود ؛
5 ) وضع عام مجموعالوجودى ؛ از قبيل وضع الفاظ براى أعدام و تروك نظير تركالسرقه و عدمالناقض ؛ زيرا الفاظ دالّه بر تروك و أعدام نظير عدمالناقض و تركالسرقه يا تركالأكل و الشرب در صوم ، براى عدمالناقض يا تركالأكل و الشرب و تركالسرقه بهنحو مجموعالوجود وضع مىشود .
* مطلبدوم : تصوير تقسيمات وضع بهلحاظ موضوعله بر مبانى ديگر :
تقسيم وضع بهلحاظ موضوعله ، بنابر اهمّ مبانى ديگر در تفسير وضع :
* امّا بنابر مبناى محقّقعراقى - كه وضع را به جعل تلازمواقعى بين صورت لفظ و صورت معنا تفسير فرمود - و نيز بر مبناى ساير محقّقين قايل به اعتبارىبودن وضع ( على اختلاف مشاربهم ) اشكالى كه در تقسيم وضع بهلحاظ موضوعله پيش مىآيد اين است كه : بنابر همهء اين مسالك ، تصوّر موضوعله حينالوضع به تصوّر استقلالى لازم است ؛ زيرا صورت موضوعله ، موضوع جعل و اعتبار است و در اينصورت لازم است ذهن معنا را بهلحاظ استقلالى بنگرد ؛ زيرا موضوع اين جعل و اعتبار صورت معناست نه واقع معنا تا بتوان به
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الأصول 338 : 1 . .