اين مراحل سهگانه در طفل ، بهوسيلهء تقليد ، به سرعت انجام مىگيرد و در افراد بزرگسال ، هرچه قوهء تقليد آنها قوىتر باشد ؛ مراحل يادگيرى زبان در آنها سريعتر خواهد بود .
* نتايج نظريه اعتبار حكايت :
نتايجى كه بر نظريهء اعتبار حكايت لفظ از معنا بار مىشودعبارتاند از :
* نتيجه اوّل :
اشكالاتى را كه بر نظريهء قرناكيد متوجّه دانستيم بر طرف مىشوند :
* اشكال اوّل : اين بود كه قرناكيد اثر وضع است نه خود وضع و اينكه گاه قرناكيد هست وضع نيست و گاه وضع هست قرناكيد نيست . بنابر نظريهء حكايت اعتبارى لفظ از معنا ، قرناكيد - كه همان تمرين و سپس مهارت ذهنى در اعتبار حكايت لفظ از معناست - طبيعتاً بعد از وضع بهوجود مىآيد . بنابراين ، مشكل متأخّربودن قرناكيد از وضع ، بدين وسيله ، حل مىشود و نيز مشكل نسبت عموم منوجه بين وضع و قرناكيد ، بدين ترتيب حل مىشود ؛ زيرا ديگر قرناكيد ، عين حقيقت وضع نيست ؛ بلكه وسيلهء تمرين و مهارت ذهنى در اعمال حكايت لفظ از معناست . بنابراين ، در آنجا كه وضع هست و قرناكيد نيست ، مهارت ذهن در اعمال حكايت لفظ از معنا بهوجود نيامده است ؛ اگرچه رابطهء وضعى لفظ با معنا برقرار است . و لذا با استعمال لفظ در معنا و التفات سامع به اعتبارحكايت لفظ از معنا ( علم و التفات به وضع ) ذهن سامع از لفظ به معنا منتقل مىگردد و دلالت حاصل مىشود ؛ اگرچه قرناكيد نيست .
و در آنجا كه قرناكيد هست وضع نيست تكرار اقتران دو صورت از معنا وجود دارد ( نظير اقتران صورت لفظ بعبع با صورت گوسفند در ذهن ) . لكن ، اعتبار حكايت لفظ از آن معنا بهوجود نيامده است ، بههمين سبب علىرغم اقتراناكيد و تداعى معانى دلالت وضعى وجود ندارد .
* اشكال دوم : اينكه رابطه بين لفظ و معنا متوقّف بر وجود ذهن و قرناكيد ذهنى نيست و لذا علىرغم انقراض اهللغت دلالت الفاظ بر معانى منتفى نمىگردد . اين اشكال نيز بنابر نظريهء حكايتاعتبارى ، حل مىشود ؛ زيرا بنابر اين نظريه ، با انقراض اهلزبان ، اعتبار حكايتى كه بهوسيلهء معتبران نخستين بهوجود آمد در عالم اعتبار همچنان باقى است و لذا با التفات به آن ، دلالت حاصل مىشود ؛ اگرچه متكلمان به آن لغت منقرض شده باشند .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص١٥٢