پذيرش ذهن جمعى ، در صورتى حاصل مىشود كه جمع كثيرى از مردم ، اعتبار را بپذيرند و بر آن ترتيب اثر دهنديعنى لفظ را به عنوان حكايت از معنا در معنا به كار برند و اين پذيرش جمعى ، نياز به مرور زمان دارد . در آنجا كه اعتبار فردى است و نتيجتا دفعى است وضع تعيينى است و آنجا كه اعتبار دسته جمعى و نتيجتا زمان بر است وضع تعينى است .
* مرحلهدوم : مرحلهء « تأثير اعتبار حكايت » در برقرارى رابطهء حكايت حقيقى بين لفظ و معناست كه بهوسيلهء استعمال انجام مىگيرد . . ذهن بشر خلاق و آفريننده است و مىتواند با ارادهء نقل خاصّيت حكايت از صورت معنا به صورت لفظ ، اين خاصّيت را حقيقتاً در صورت لفظ بهوجود آورد ؛ لكن ، در به دو امر اين انتقال خاصّيت نياز به التفات و اراده انتقال اين اثر و اعمال مؤنه استعمال دارد ، پس از آنكه ذهن تمرين كرد و اين خاصّيت حكايت را بارها بهوسيلهء استعمال تجربه كرد مهارت پيدا مىكند بهگونهاى كه بدون نياز به تأمل و سنجش اثر حكايت از معنا به لفظ منتقل مىشود . انتقال اين حكايتحقيقى از ذهنمتكلّم به ذهنسامع - چه كودك و چه بزرگ - بهوسيلهء تقليد انجام مىگيرد . وقتى كه سامع بوسيله ى استعمال دانست و ملتفت شد كه لفظ معينى حاكى از معناى معينى است ؛ ذهن او به تقليد از متكلّم حكايت لفظ را از معناى معين مىپذيرد . يعنى : ذهن سامع ، لباس حكايتحقيقى بين صورتذهنىمعنا و واقع خارجى را بر صورت لفظ نسبت به معنا مىپوشاند و آن را حاكى از معناى خارجى مىبيند .
در اين مرحله ، انتقال ذهنسامع از لفظ به معنا ، نتيجهء تقليد طبيعى است و متوقّف بر التفات سامع به حاكىبودن لفظ از معناست كه بهوسيلهء استعمال صورت مىگيرد .
در اينجا اگر سؤال شود : اعتبار حكايت لفظ از معنا چگونه مىتواند حالت حكايت حقيقى لفظ را از معنا ، در لفظ بهوجود آورد ؟ در پاسخ بايد گفته شود : ملاك اين انتقال اثر ، ذهن است يعنى اگر در ذهن انگيزه واقعى بهوجود آمد كه اثر يك صورتذهنى را به يك صورتذهنى ديگر منتقل كند مىتواند و نيز در آنجا كه همراه با اقتران مكرّر يك صورت با صورت ديگر اثر يك صورت به صورت ديگر منتقل مىشود اگر ارادهء ذهن در كار نباشد اثر منتقل نمىشود .
هنگامى كه واضع پس از اعتبار حكايت ، ارادهء انتقال اثر حكايت از صورت معنا به صورت لفظ مىكند و لفظ را به عنوان حاكى از معناى واقعى در آن معنا به كار مىبرد خاصيت حكايت درلفظ بوجود مىآيد ، و لفظ نيز چون صورت معنا حاكى از واقع معنا
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص١٥٠