تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
تبديل مىكند . پس از آنكه استعمال لفظ در معنا تكرار شد يعنى ذهن لفظ را به‌طور مكرّر به عنوان حاكى معنا به‌كار برد ، ذهن عادت كرده و در عمل حكايت ، مهارت پيدا مىكند و در نتيجهء اين مهارت ، به مجرّد شنيدن لفظ ، آن را حاكى از معنا مىبيند و بدين ترتيب : وصف حكايت از معناىخارجى - كه پيش از وضع ، مخصوص صورت ذهنى معنا بود - به لفظ نيز سرايت كرده و وصف مشترك صورت لفظ و صورت معنا مىشود . پس از آنكه ذهن مهارت لازم را در حكايت لفظ از معناى خارج به‌دست آورد انتقال از لفظ به معنا بدون هيچ نوع اعمال مؤونه تامل و التفات خاصى صورت مىگيرد و لذا در هنگامىكه متكلّم به سرعت جملاتى را پى در پى بيان كند ذهن به سرعت از الفاظ به معنا مىرسد ؛ در حالىكه در ابتداى يادگيرى زبان ، ذهن نوآموز نيازمند كمى تأمّل و التفات است و در صورت تكلم سريع متكلّم نمىتواند همپاى شتاب متكلّم در به‌كارگيرى الفاظ به معانى لازمه منتقل شود ؛ با آنكه معانى الفاظ را مىداند و در صورت سماع آنها به‌صورت شمرده و با تأنى به معناى آنها پى مىبرد . نقشى كه قرن‌اكيد لفظ و معنا در دلالت لفظ بر معنا ايفا مىكند ، چيزى جز ايجاد اين مهارت‌ذهنى در اعمال حكايت لفظ از معنا نيست . نه ايجاد اصل رابطهءوضعى بين لفظ و معنا . و به‌همين دليل در برخى موارد با آنكه قرن‌اكيد وجود ندارد رابطهءوضعى وجود دارد نظير آنجا كه واضع - مثلًا فرهنگستان زبان - لفظى را براى معنايى وضع كند و اعلام كند . در اينجا پيش از آنكه ذهن مردم با معناى جديد لفظ آشنا شود ، قرن‌اكيد وجود ندارد ؛ لكن ، رابطهءوضعى بين لفظ و معنا وجود دارد و در لغات منقرضه نيز كه همه اهل آن نابود و منقرض شده‌اند ، قرن‌اكيد ، سالبه به‌انتفاىموضوع است . لكن ، رابطهءوضعى بين لفظ و معنا منتفى نشده و به‌همين سبب ، زبان‌شناسان باستانى مىتوانند با استفاده از رابطهء وضعى بين الفاظ و معانى به معانى و مفاهيم آن الفاظ ، دست يابند . بنابر آنچه گفته شد ، رابطهء دلالت وضعى بين لفظ و معنا به‌طور متعارف ، سه مرحله را طى مىكند : * مرحله اوّل : مرحلهء « اعتبار حكايت لفظ از معنا » است كه با طريقى كه در بيان گذشته توضيح داده شد ؛ حاصل مىشود . اين اعتبار ، گاه فردى است و گاه اجتماعى . آنجا كه اعتبار فردى است ، اعتبار نياز به ظرف زمانى ممتد ندارد ؛ بلكه ممكن است به‌طور دفعى انجام گيرد . لكن ، آنجا كه اعتبار دسته جمعى است ، نياز به پذيرش ذهن جمعى دارد كه