تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
2 ) اينكه ارادهء لفظ ارادهء نفسى باشد . يعنى : به‌عنوان مقدّمهء ارادهء معنا در نظر گرفته نشود ؛ لكن اشكالى كه بر اين فرض وارد است اين است كه : تعلّق ارادهء نفسى به لفظ موقوف بر آن‌است‌كه غرض نفسى در متعلّق اراده يعنى لفظ وجود داشته باشد ؛ در حالىكه در لفظ هيچ‌گونه غرض عقلايى نفسى وجود ندارد . اگر لفظ مراد است به‌دنبال اراده‌اى است كه به معنا تعلّق گرفته است ، و گرنه لفظ بما هو لفظ به‌هيچ‌وجه مراد نيست . « 1 » * جواب محقّق‌خوئى بر اين اشكال : پاسخى كه از سوى محقّق‌خوئى بر اشكال دور به تقريبى كه استاد شهيد صدر بيان فرموده‌اند - داده شده اين است كه در اينجا دو نوع اراده لفظ وجود دارد : 1 ) ارادهء لفظ حين الاستعمال كه اين اراده به جزيى لفظ تعلق مىگيرد و طبيعتاً موقوف بر اراده معناست و بر دلالت لفظ بر معنا توقّف دارد ؛ 2 ) ارادهء ديگر : ارادهء حين الوضع است كه به كلّى لفظ تعلّق مىگيرد و به نحو قضيهء حقيقيهء شرطيه است كه حاصلش اين است كه « إذا قصد المعنى أتى باللفظ » و اين قضيه همان است كه دلالت‌لفظ بر معنا بر آن توقّف دارد . بنابراين ، آنچه وضع بر آن توقّف دارد : ارادهء شرطيه‌اى است كه به كلّى لفظ تعلّق مىگيرد و آنچه ارادهء لفظ حين‌الاستعمال بر آن توقّف دارد : همين قضيه شرطيهء وضعيه است . بنابراين ، دورى در كار نيست ؛ زيرا اراده‌اى كه بر دلالت توقّف دارد ارادهء لفظ جزئى حين‌الاستعمال است كه بر قضيهء وضعيهء شرطيه توقّف دارد و اين قضيهء شرطيه توقّفى بر ارادهء لفظ حين‌الاستعمال ندارد و امّا اراده‌اى كه دلالت بر آن توقّف دارد ارادهء كلّى لفظ است كه در قضيهء شرطيهء وضعيه است . پس دورى در كار نيست . « 2 » * جواب استاد شهيد بر جواب محقّق‌خوئى : استاد شهيد صدر پاسخ محقّق‌خوئى را بر اشكال دور وافى نمىدانند و بر آن اشكال گرفته و مىفرمايند : تفاوتى بين ارادهء كلّيه حين‌الوضع و ارادهء جزئيه حين‌الاستعمال وجود ندارد ، جز آنكه ارادهء حين‌الوضع ارادهء تقديرى است و ارادهء حين‌الاستعمال ارادهء فعلى است ؛ لكن ، ارادهء حين‌الاستعمال ، همان ارادهء تقديرى حين‌الوضع است كه در هنگام استعمال ، فعلى مىشود .
هامش
( 1 ) . تقريرات درس‌اصول استاد شهيد صدر ، به قلم : استاد آيت‌الله سيدكاظم حائرى ( مخطوط ) : 75 - 82 . ( 2 ) . المحاضرات 49 : 1 . .