تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
باشد كه واضع يا مستعمل ، خود را بدان متعهّد كرده است كه هيچگاه لفظ « آب » را به‌كار نبرد مگر آنكه معناى آن را ( يعنى : آب خارجى را ) قصد كرده باشد . بر مبناى اين تعهّد ، شنونده ( سامع ) با شنيدن لفظ آب ، چنين استدلال مىكند كه : چون گوينده ( متكلم ) لفظ آب را به‌كار برده و از سويى - بر منباى تعهّدى كه دارد - ، به‌كاربردن لفظ آب از سوى او با قصد معناىآب داشتنِ او ، ملازمت دارد . پس بنابراين ، اكنون كه لفظ « آب » را به‌كار گرفته ، حتماً معناى « آب » را اراده كرده است . درحالىكه فهم‌معانى از الفاظ براى انسان‌ها در مراحلى از زندگى آنان اتفاق مىافتد كه به‌هيچ‌وجه قدرت بر استدلال و مقدّمه‌سازى و سپس استنتاج ندارند . كودكى كه تازه سخن‌گفتن را آغاز مىكند و با الفاظى نظير ماما ، شير ، آب و امثال آنها مقاصد خود را به ديگران مىرساند و نيز ، با شنيدن همين الفاظ از مادر و ديگر نزديكانش به مقاصد آنان پى مىبرد به‌هيچ‌وجه نه قدرت استدلال دارد و نه اساساً معناى تعهّد و التزام را مىفهمد و نه تلازم بين معنا و لفظ را بر اساس تعهّد گوينده ادراك مىكند ! بنابراين به‌طور قطع ، نكته‌اى در دلالت لفظ بر معنا وجود دارد كه به تعهّد و تلازم برخاستهء از آن بين لفظ و معنا ربطى ندارد . نكته‌اى كه دلالت لفظ را بر معنا موجب مىشود ، بايد نكته‌اى باشد كه در كودك نوسخن ، به سادگى قابل تحقّق و تعقّل باشد . * اشكال سوم : اشكال دور مشهورى است كه بر نظريهء تعهّد وارد كرده‌اند كه حاصلش اين است كه : تعهّد به تلفّظ به لفظ خاص در هنگام ارادهء معناى خاص بدين معناست كه : هرگاه متكلّم ، قصد معنا نمايد ؛ ارادهء لفظ مخصوص كند . سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه : ارادهء تلفّظ در اينجا چگونه اراده‌اى است ؟ دو فرض در اينجا محتمل است : 1 ) اينكه ارادهء تلفّظ در اينجا اراده‌اى مقدّمى باشد كه از ارادهء معنا نشأت گرفته است كه در اين‌صورت ، دور لازم مىآيد ؛ زيرا نشأت‌گرفتن ارادهء لفظ از ارادهء معنا - كه تعهّد بر آن مبتنى است - فرع آن است كه لفظ بر معنا دلالت داشته باشد و از سويى دلالت‌داشتن لفظ بر معنا فرع تعهّد است و تعهّد عبارت است از : ارادهء لفظ هنگام ارادهء معنا كه برخاسته از دلالت‌لفظ بر معناست . بنابراين ، ارادهء لفظ ، هنگام ارادهء معنا ( كه مضمون تعهّد است ) بر دلالت‌لفظ بر معنا توقّف دارد . دلالت‌لفظ بر معنا نيز بر ارادهء لفظ هنگام ارادهء معنا ( تعهّد ) توقّف دارد كه دور است ( تعهد بر دلالت توقّف دارد و دلالت بر تعهّد ) !