تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
انسانى در نظر بگيريم كه در نتيجهء تشنگى ، خواستار نوشيدن آب است . براى رفع تشنگى خود ، در اينجا قبل از اينكه آب بنوشد ، با قضيه‌اى شرطيه و تقديريه مواجه است كه حاصلش چنين است : « هر انسان تشنه‌اى خواهان نوشيدن آب جهت رفع تشنگى است » و به تعبير عربى : « كلّ إنسان يريد أن يشرب الماء إذا عطش » . اين ارادهء « شرب‌ماء » يا خواستن « نوشيدن‌آب » ، قبل از نوشيدن‌آب تقديرى است و لذا آن را با مفاد جملهء شرطيه بيان مىكنيم : « إذا عطش يريدان يشرب الماء » : اگر تشنه شد خواستار آب است . پس از آن هنگامى كه نوشيدن صورت گرفت و ارادهء نوشيدن فعلى شد ؛ اين اراده ، همان اراده‌اى است كه در جملهء شرطيه به عنوان شرط در تقدير آمده بود . نه اينكه اراده‌اى ديگر باشد . در اينجا نيز در مرحلهء وضع ، قضيه‌اى شرطيه و تقديريه داريم كه حاصلش چنين است : « المتكلّم إذا أراد المعنى ؛ أراد اللفظ » . در اينجا ارادهء لفظ در تقدير ارادهء معناست . بنابراين ، اراده‌اى است كلّى و تقديرى ، و همين ارادهء تقديرى در هنگام استعمال فعلى مىشود . بنابراين ، ارادهء كلّيه حين‌الوضع با ارادهء جزئيهء حين‌الاستعمال ، متحد است و نتيجتاً پاسخى كه به دور داده شده - كه مبتنى بر تعدّد اين دو اراده است - مردود است . به نظر مىرسد اشكال استاد شهيد وارد نيست ؛ زيرا بين قضيهء شرطيهء كليه با قضيهء جزئيه حين‌الاستعمال تفاوتى نظير تفاوت جعل و مجعول وجود دارد و نظير همان پاسخى كه بر اشكال دور در مبناى محقق‌عراقى داده شد اينجا وارد است وخلاصهاش اين است كه اگرچه ارادهء حين‌الاستعمال فعليت‌يافتن همان ارادهء حين‌الوضع است ؛ لكن ارادهء حين‌الوضع كه در قضيهء شرطيهء وضعيه منظور شده است ارادهء در مقام جعل است كه به معناى ارادهء تقديرى يا فرضى است ، نه فعليت اراده ؛ زيرا در قضيهء وضعيه چنين گفته مىشود : « المتكلّم إذا أراد المعنى أراد اللفظ » كه همان ارادهء تقديرى است . در حالى كه ارادهء حين‌الاستعمال واقع‌الاراده است . بنابراين ، دور منتفى است ؛ زيرا آنچه بر وضع ( يا تعهد ) توقف دارد واقع و فعليت ارادهء لفظ و معناست ، و آنچه تعهد يا وضع بر آن توقف دارد ارادهء تقديرى و فرضى است ، و پرمعلوم است كه فرضالاراده در مقام جعل با واقع‌الاراده در مقام مجعول دو امرند . بنابراين ، اشكال دور منتفى است . استاد شهيد صدر ، اشكال دور را با بيانى ديگر رفع مىكند كه حاصلش اين است كه : اساساً تعهّد ، از سنخ اراده نيست تا آن را به « إذا أراد المعنى ؛ أراد اللفظ » ترجمه كنيم و سپس در گرداب اشكال دور گرفتار شويم ! تعهّد از سنخ التزام است و التزام فعل‌نفسى است و از