تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
2 ) هيچ ابزارى بهتر از لفظ ، وافى به غرض فوق‌الذكر نيست ؛ 3 ) تنها راه ، براى دلالت‌لفظ بر قصد تفهيم معنا از سوى متكلّم : تعهّد متكلّم است به اينكه هر گاه لفظ معين را به‌كارگيرد ؛ جز معناى معين اراده نكند . لازمهء چنين تعهّدى اين است كه : سامع ، با شنيدن لفظ ، به قصد متكلّم ( به تفهيم معنا ) پى ببرد و بدون چنين تعهّدى نمىتوان راهى براى دست‌يابى به مقصودى كه متكلّم قصد افهام آن را داشته است يافت . * نتايج اين نظريه : نتايجى كه بر نظريهء تعهّد بار مىشود و آن را از ديگر نظريات مطرح‌شده در زمينهء تفسير حقيقت وضع جدا مىكند ، از قرار ذيل است : 1 ) وضع ، دلالت‌تصديقيه را نتيجه مىدهد ؛ 2 ) هر مستعملى واضع است ؛ 3 ) واضع ، دو گونه است : واضع‌اصلى كه نخستين كسى است كه تعهّد مىكند لفظ را در معناى مخصوص به‌كاربرد و ساير اهل‌لغت كه در پى او ، آن لفظ را در آن معنا به‌كار مىبرند واضعان بالتبع هستند ؛ 4 ) تعهّد مذكور ، بين طبيعىلفظ و طبيعىمعنا به‌وجود مىآيد و لذا اشكال دور منتفى است . اشكال دور چنين است كه اگر وضع ، عبارت باشد از تعهّد ؛ با توجه به اينكه تعهّد ، خود متوقّف بر وضع است ؛ زيرا كسى كه متعهّد مىشود لفظ را تنها در اين معنا به‌كار برد ؛ بايد از پيش بداند كه اين لفظ ، مخصوص اين معناست ؛ تا چنين تعهّدى از او صادر شود و اگر وضع نيز ، متوقّف برتعهّد باشد ؛ دور باطل ، شكل مىگيرد . پاسخ اين‌شبهه اين است كه : آنچه بر علم به وضع ، توقّف دارد : تعهّد فعلى استعمال شخص‌لفظ در شخص‌معناست ؛ در حالىكه وضع ، تعهّد استعمال‌طبيعى لفظ در طبيعىمعناست . پس اشكال دور منتفى است ؛ 5 ) دلالت‌لفظ بر معنا - كه نتيجهء تكلّم متكلّم است - به‌تبع تكلّم ، امرى است اختيارى ؛ زيرا تكلّم به لفظ مخصوص عند إرادهء المعنى المخصوص ، متعلّق تعهّد است و متعلّق تعهّد بايد امرى اختيارى باشد كه تكلّم چنين است و دلالت نيز ناشى از تكلّم مقرون به تعهّد متكلّم است . « 1 » * اشكالات استاد شهيد : سيدنا الاستاذ الشهيد الصدر بر اين نظريه ، چند اشكال گرفته‌اند :
هامش
( 1 ) . المحاضرات 47 : 1 - 52 . .