تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 914

مساهمون:

ص٩١٤
ديوانى ، تأخير در وجوه انفادى خزانهء عامره مىنمودند ، صاحب جمع خزانه به جهت وصول انفاديات خزانه ، توابين خود را محصّل و به ولايات فرستاده وجوه تحويلى را وصول و ابواب جمع خود مىنمودند . « 1 » وى به عنوان نمونه از همين آقا كمال ياد مىكند كه چندين سال متوالى اين سمت را در اختيار داشته است : . . . آقا كمال صاحب جمع به خدمت پادشاه سابق عرض و حاجى مهدى خان ( كه نام وى را نيز در همين وقف‌نامه داريم ) معتمد خود را محصّل و هرساله مومى اليه تمام و كمال وصول و انفاد خزانهء عامره مىنمود و آنچه انفس اجناس سركار خاصهء شريفه است ، خواه از جواهر يا اقمشهء نفيسهء پيشكش ، از كتاب و سمور و زربفت و ساير اجناس بسيار تحفه ، در خزانهء عامره ، به تحويل مشار اليه مقرر و صاحب جمع خزانه در نهايت اعتبار و كمال اقتدار و كليددار خزانه نيز از معتبرين خواجه‌سرايانست . « 2 » بر اساس يكى از احكامى كه شاه دربارهء موقوفات همين مدرسهء آقا كمال صادر كرده ، چنين به دست مىآيد كه وى در سال 1107 منصب صاحب جمعى را عهده‌دار شده است . آقا كمال از شخصيت‌هاى متنفذ دربار بوده است . در واقع ، دورهء اخير صفوى را بايد دورهء نفوذ خواجگان ناميد . در همين دوره ، از شخصى با نام احمد آقا ياد شده كه يوزباشى غلامان خاصه بوده و او نيز نفوذ زيادى در شاه داشته است . گفته شده است ، زمانى احمد آقا آن چنان جرأت يافته كه به وزير اعظم نيز دشنام داده است . « 3 » ما در اين باره ، در مقدمهء وقف نامهء نظر آقا شرحى آورده و اشعارى از مكافات‌نامه را نيز كه حكايت از تنفر مردم از خواجگان دارد ، نقل كرديم . اين شاعر ، درباره نفوذ آقا كمال و احمد آقا بر شاه سلطان حسين مىگويد :
ولى حرف فراش آقا كمال * بود وحى منزل خلافش محال
اگر احمد آقا شدى مدعى * نبودى ز انكار حق مانعى « 4 »
كمال از كمالش به ما شوم شد * ز ادراكش ادراك معدوم شد « 5 »
به هر روى اين خواجه‌سرايان مورد تنفر اقشارى از مردم بوده‌اند ، به ويژه كه نوعا اصالت
هامش
( 1 ) . ميرزا سميعا ، تذكرة الملوك ، ص 29 . درباره خزانه شاه ، كيفيت گردآورى اموال و خزانه‌دار شاه سليمان كه آقا كافور نام داشته ، بنگريد : شاردن ، سفرنامه ( چاپ عباسى ) ج 6 ، صص 308 - 310 ( 2 ) . ميرزا سميعا ، تذكرة الملوك ، ص 29 ( 3 ) . مينورسكى ، سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 107 ( 4 ) . مكافات‌نامه ، ابيات 364 - 365 ( 5 ) . مكافات‌نامه ، بيت 396