علىّ بن محمد تقى قزوينى نجفى بود كه در سال 1323 قمرى ، كتابى با نام اسرار المصائب و نكات النوائب فى ذكر غرايب مصائب الأطايب من آل ابى طالب نوشت كه به خط خود او در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى موجود است . وى اين كتاب را در ردّ بر كسانى نوشت كه در نقل اخبار كربلا گرفتار تسامح شده و به نقل اخبار داستانى و جعلى مىپردازند . قزوينى در مقدمهء كتاب مىنويسد : من در روزگار خود ، مىشنوم و مىبينم كه چه اندازه اخبار دروغ و ساختگى كه اسباب خرابى دين و شريعت سيد المرسلين و سبب استهزاى مخالفين است ، رواج مىيابد . رواج اينها ، از بزرگترين مصايب اهل بيت عليهم السلام است ، و گرچه در مجلس عزا و رثا خوانده مىشود ، اما در اصل چيزى جز بدعت در دين نيست كه داخل در مصايب سيد الشهداء شده ، بلكه از چيزهايى است كه قلب آن حضرت را مجروح مىسازد ؛ مطالبى كه برخى از عوام ، بر اساس عقيدهء سخيف خود ، چون آنها را خوب ديدهاند ، جعل كردهاند و بعد از آن ، برخى از علما ، از روى غفلت آنها را در آثار خود آوردهاند كه مفاسد بزرگى در پى دارد . پس از آن ، چنين ادامه مىدهد : نتيجه آن كه ، روا نيست كه اين دروغها و اباطيل ساختگى كه در اين روزگار معمول است ، در مجالس و منابر خوانده شود ؛ حتى به قصد تكذيب هم نبايد خوانده يا نوشته شود ؛ زيرا بدين صورت ، براى مدتى نقل مىشود يا در اوراقى نوشته مىشود و پس از آن ، نسلهاى بعدى به اعتماد اين كه مطالب يادشده روى اوراق كهنى آمده ، بر آنها اعتماد مىكنند .
اين كتاب مفصل ، پس از طرح مباحث زيادى پيرامون رخداد كربلا ، به بحث از دروغ و احكام فقهى آن پرداخته و به مرور ، شروع به نقل نمونههايى از دروغهايى كه در كتابهاى مقتل آمده ، مىپردازد . وى در جايى از كتاب خود ، با اشاره به اين كه برخى از افراد صالح و راستگو كه بسيار مهذب و پاكاند ، ممكن است مطالب دروغ را نقل كنند ، به كتاب محرق القلوب ملا مهدى نراقى مىپردازد . وى مىنويسد : ملا مهدى نراقى ، اين عالم فاضل كه مبراى از عيوب و اجتنابكنندهء از ذنوب ، بلكه همهء عيوب ، به ويژه دروغ بود ، و در ضمن از اكابر علماى عصر خود و از مهدىهاى پنجگانه ( مانند مهدى بحر العلوم ، سيد ميرزا مهدى آشتيانى ، ميرزا مهدى خراسانى و . . . ) به شمار مىرفت ، همين شخص ، در كتاب محرقالقلوبش ، قلبهاى افراد راستگو را آتش زده است ؛ چرا كه كتابش مشتمل بر مطالب نادرستى است كه هر ناظر بصيرى از نوشتن اين مطالب ، آن هم به صورت قطع و يقين ، بدون انتساب به عالمى يا كتابى ، در شگفت مىماند . وى سپس ، نمونههايى از آن مطالب را ذكر مىكند . « 1 » برخورد با داستانسرايى در بيان وقايع كربلا ، تا به امروز ادامه يافته است ؛ چنان كه داستانى كردن اين واقعه نيز همچنان ادامه دارد .
هامش
( 1 ) . نسخه ش 7832 كتابخانهء مجلس .