مىشود ، جايى كه بايد مدارس شيطان ناميد . « 1 »
سيّد نعمة الله در كتاب الانوار النعمانية هم اشاراتى به قصهخوانان دارد . وى آنان را يكى از معبودهاى دروغين مىشمرد و بر اساس حديث من استمع الى قائل فقد عبده ، هركس به سخن سخنرانى گوش دهد ، او را پرستش كرده ، مستمع چنين شياطينى را كه حكايات دروغ بافته و به تمسخر مؤمنان و غيبت آنها مىپردازند ، عابد شيطان مىداند . وى مىافزايد : شنيدن آنچه اين روزها از اين دست قصهها نظير قصهء رستم و عنتر و حمزه و مانند اينها باب شده ، مصداق عبادت شيطان است . « 2 »
كربلا و قصهخوانى
شكل ديگرى كه به نحوى متأثر از حركت قصهخوانى است داستانهاى احيانا ساختگى است كه دربارهء كربلا به وجود آمده و در هيچ مصدر و منبع معتبر تاريخى و يا غير معتبر قديمى وجود ندارد بررسى اين پديده خود حركت جداگانهاى است كه بايد به طور مستقل به آن پرداخت . به اختصار مىتوان گفت كه حركت نيرومند قصهخوانى در قرن هشتم و نهم ، به نوعى شامل بسيارى از رخدادهاى تاريخى صدر اسلام شد . يك نمونهء آن كه بىارتباط با جريان كربلا هم نبود ، مختارنامهنويسى بود كه مىكوشيد در قالب تاريخى ، افسانهوار اين ماجرا را بيان كند . « 3 » اين مسئله به خود حادثهء كربلا هم سرايت كرد ؛ گرچه قصهنويسان در اينجا محتاطانهتر برخورد مىكردند . ملا حسين كاشفى ( م 911 ) با درايت ويژهء خود ، در مقام يك شخصيت مذهبى ، خطيب ، قاصّ ، اديب و مفسر ، در شهر هرات ، و در روزگار تيمورى ، به پردازش ماجراى كربلا پرداخت و كتاب روضة الشهداء را پديد آورد .
بىشبهه اين اثر ، يك كتاب تاريخى - داستانى است كه از يكسو بايد در رديف آثار تاريخى مورد بررسى قرار گيرد ، و از سوى ديگر ، و به صورت جدىتر ، بايد به عنوان يك اثر قصهاى و داستانى ، شناخته شود . پردازش كاشفى در اين اثر به قدرى جالب است كه كمتر كسى داستانى بودن آن را حس مىكند ؛ در عين حال از همهء مزاياى داستانى بودن آن بهره مىبرد . به سخن ديگر ، خواننده تصور مىكند يك اثر تاريخى مىخواند ، اما در واقع ، يك اثر ادبى و داستانى را خوانده است . شگفت آن كه ، نويسندهء اين كتاب نه فقط تاريخ كربلا ، بلكه تاريخ انبياء و ساير امامان عليهم السلام را در همين قالب عرضه كرده است ؛ جز آن كه بخش مفصل آن ، حادثهء كربلاست .
هامش
( 1 ) . جزائرى ، سيد نعمة الله ، مسكن الشجون فى حكم الفرار من الطاعون ، نسخهء مرعشى ش 3442 ، برگ 70
( 2 ) . جزائرى ، سيد نعمة الله ، الانوار النعمانية ، ج 3 ، صص 64 - 65
( 3 ) . مختار نامههاى چندى از قرن دهم به اين سوى تأليف شده است . دو نمونهء كهن كه از قرن دهم معرفى شده يكى در سال 924 نوشته شده و ديگرى 981 در شهر هرات . نك : منزوى ، احمد ، فهرست نسخههاى خطى فارسى ، ج 6 ، صص 4533 - 4534