اختراعى و قصههايى كه دروغها بر آن زياد كردهاند و به قصههاى ديگر مكروه است براى آن كه مانع بيدارى آخر شب مىشود .
علامهء مجلسى پس از نقل ترجمهء مطالبى كه در اعتقادات صدوق آمده است ، مىافزايد :
و احوط آن است كه قصههاى ايام كفر و جاهليت و پادشاهان عجم را نيز نخوانند ، هر چند راست باشد ، مگر از براى مصلحتى يا فايدهء دينى ؛ زيرا كه حق تعالى فرموده است :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ . . .
أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
، « 1 » يعنى از مردم كسى هست كه مىخرد حديث باطلى را از براى آن كه مردم را از راه خدا غافل گرداند و به آيات قرآن استهزاء كند . اينها از براى ايشان عذابى هست خواركننده . و شيخ طبرسى و ساير مفسران روايت كردهاند كه آيه در شأن نضر بن حارث نازل شده است كه او تجارت مىكرد و مىرفت به طرف فارس ، و اخبار پادشاهان عجم را مىخريد و مىآورد از براى قريش نقل مىكرد و مىگفت : محمّد شما را خبر مىدهد به حديث عاد و ثمود ، و من از براى شما نقل مىكنم قصههاى رستم و اسفنديار و اكاسره و پادشاهان عجم را ؛ پس خوش مىآمد ايشان را و ترك مىكردند شنيدن قرآن را . اين را از كلينى روايت كردهاند . و كلينى و شيخ طوسى به سند حسن كالصحيح از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كردهاند كه حضرت امير عليه السلام قصهخوانى را ديد كه در مسجد قصه مىخواند ، تازيانه بر او زد و او را از مسجد بيرون كرد . « 2 »
با همهء تلاشى كه توسط علما صورت گرفت ، در تمام دوران صفوى ، كار قصهخوانى دراويش و جز آنها ، در قهوهخانه ادامه يافت . سيد نعمة الله جزائرى به بيان برخى از ويژگيهاى اين پديده پرداخته مىنويسد : اگر كسى به غنا يا سخنان قصه خوان گوش دهد كه در اين دوره رواج دارد - مانند قصههاى حمزه و رستم و عنتر و جز اينها كه همه يا بيشتر آنها دروغ است - مرتكب گناه شده و شيطان را عبادت كرده است ؛ چرا كه گوش دادن به حكايات ساختگى ، همگى مصداق عبادت شيطان است . مگر آن كه براى رفع ملال و بدست آوردن نشاط براى مطالعه و آمادگى براى طاعت الهى باشد . وى مىافزايد : تعجب از كسانى است كه متعرض تدوين اين قبيل داستانهاى دروغ به صورت نظم و نثر شده ، اما وقايع صفين را كه قريب هشتاد حادثه است - به ويژه حادثهء ليلة الهرير را - تدوين نمىكنند .
وى با اشاره به ليلة الهرير ، از قصهخوانان خواسته است تا قصههاى مربوط به آن شب را تدوين كنند . وى ادامه مىدهد : قصههاى دروغ به طور معمول در قهوهخانهها حكايت
هامش
و الحضور فى مجالس المنكر به غير الانكار او الضرورة . مرواريد ، ينابيع ، ج 35 ، ص 395
( 1 ) . لقمان ، 6
( 2 ) . مجلسى ، محمد باقر ، حق اليقين ، ص 243 ( چاپ معتمدى ) ، تعليقات نقض ، ج 2 ، صص 991 - 992