تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 871

مساهمون:

ص٨٧١
ميرلوحى و عقيدهء وى نوشته شده ، مىنويسد : پس بسيارى از علما ، از براى تقويت دين و هدايت جاهلين ، فتاوى و رسائل و كتب مشتمله بر براهين و دلايل ، در طعن آن منبع رذايل ، يعنى ابو مسلم بدخصال نوشتند مانند : كتب انيس الابرار ، و كتاب مثالب العباسية ، و كتاب علة افتراق الامه ، و رسالهء اظهار الحق ، و رسالهء مخلصة المؤالفين من سم حبّ المخالفين ، و رساله كه موسوم است به صحيفة الرشاد ، و رسالة ازهاق الباطل و ابراق الغافل ، و كتاب النور و النار فى مدح الاخيار و ذم الاشرار ، و كتاب صفات المؤمن و الكافر ، و كتاب ايقاظ العوام ، و كتاب اسباب طعن الحرمان ، و كتاب مرآت المنصفين ، و كتاب فوائد المؤمنين كه اين ضعيف نوشته و ديگر رساله‌ها كه ذكر مجموع آن موجب اطناب است و در چندين كتاب ديگر كه در مطالب مختلفه در همين عصر نوشته شده ، به تقريب بعضى از مطاعن ابو مسلم مذكور گشته مثل : كتاب هادى الطبيان إلى طريق الايمان ، و كتاب درج اللالى ، و كتاب زينة مجالس المؤمنين ، و كتاب مشاين اصفهان ، و كتاب ميزان المحاسن و المشاين و غيرها . و اكثر مؤلفان كتب مذكوره و رسايل مزبوره كه از عدول علما و فضلايند ، در آن كتاب‌ها و رساله‌ها تعريف شرافت و جلالت حسب و نسب سيد مومى اليه [ ميرلوحى ] نموده‌اند ، و آن خسيسان بىديانت را كه با او در مقام ضديت‌اند ، هدف تير ملامت ساخته و ولوله در جان آن منافقان بىايمان انداخته . اين موضع ميرلوحى ، به موضع ضد صوفيانهء وى بازمىگشت و ميرلوحى ، در اين زمينه نيز كتاب‌ها و رساله‌هاى مختلفى نگاشت كه از ترس ، آن‌ها را به مطهر بن محمد مقدادى نسبت مىداد . از جملهء اين رسائل ، رسالهء سلوة الشيعة است كه در اصل تلخيص كتاب ديگرى با نام توضيح المشربين مىباشد كه نام مؤلف ، مطهر بن محمد مقدادى است . « 1 » مطهر لقب او و محمد نيز نام پدرش بوده و اين تقيهء وى ، كسانى را به اشتباه انداخته كه شخصى با نام مطهر مقدادى ، معاصر ميرلوحى ، وجود داشته است . « 2 » وى در آغاز كفاية المهتدى خود را چنين معرفى كرده است : محمد بن محمد لوحى الحسينى الموسوى السبزوارى الملقب بالمطهر و المتخلص بالنقيبى . « 3 » شناخت اين كه در مسألهء ابو مسلم ، ميرلوحى ، به درستى با چه كسى درگير بوده ، دشوار
هامش
( 1 ) . ميرلوحى ، سلوة الشيعة ، ميراث اسلامى ايران ، دفتر دوم ، صص 339 - 359 . شگفت آن كه مؤلف در آنجا از ميرلوحى چنان سخن مىگويد كه وى سيد مظلومى است كه سخت در اصفهان آزار ديده است . ( 2 ) . در نوشتار « رويارويى فقيهان و صوفيان در دورهء صفوى » در همين مجموعه ، در اين باره توضيح بيشترى آمده است . ( 3 ) . دانش‌پژوه ، فهرست نسخه‌هاى خطى اهدايى مشكات به دانشگاه تهران ، ج 5 ، ص 1506