قصهخوانان ، در برابر اينان ايستاده و براى دور كردن آنها از جامعهء جديد مذهبى ايران ، تلاش زيادى كردند . البته در اين باره ، ميان خود عالمان ، اختلاف نظرهايى پيش آمد كه به آن خواهيم پرداخت . به هر روى ، علماى شريعت با اين وضع درگير شدند . صفويان نيز كه اين زمان ، ديگر نيازى به تصوف نداشتند ، از صوفيه حمايتى نكرده بلكه در سركوب آنان همداستان عالمان شريعت شدند .
در اينجا دو اختلاف نظر ميان علما وجود داشت . اول آن كه برخى از آنان تمايلات صوفيانه و عارفانه داشتند و طبعا مىكوشيدند تا از مظاهر آن دفاع كنند . دوم آن كه از روى هر انگيزهاى بود ، بر سر شخصيت ابو مسلم اختلاف نظر به وجود آمد . اين اختلاف بر سر اين نكته بود كه آيا ابو مسلم يك شخصيت شيعى و دوستدار اهل بيت است ، يا دشمن اهل بيت . شمارى از عالمان متمايل به تصوف كه محبوبيت ابو مسلم را در ادبيات صوفيانه مىديدند ، با توجه به نداشتن آگاهى تاريخى كافى ، شروع به دفاع از ابو مسلم كردند . به هر روى ، كار اين اختلاف نظر ، به نوشتن رسالههاى متعددى كشيده شد كه از نظر تاريخى ، مربوط به دورهء دوم صفوى است . در اينجا ، آغاز برخورد با قصهخوانى را در روزگار طهماسب ( 930 - 984 ) دنبال كرده و سپس به دورهء دوم صفوى خواهيم رسيد .
آگاهىهاى موجود نشان مىدهد كه نخستين فقيه برجستهاى كه با تصوف و به ويژه قصهخوانى درگير شد ، محقق كركى ( م 940 ) شيخ الاسلام شاه طهماسب است . وى نخستين اثر را با عنوان المطاعن المجرمية نگاشت . متأسفانه اين كتاب بر جاى نمانده و تنها در آثار بعدى ضد صوفيه ، از آن ياد شده است . « 1 » وى در اين كتاب ، مطالبى دربارهء قصهخوانان و رد آنها داشته است .
عبد المطلب طالقانى در رسالهء خلاصة الفوائد كه بر ضد ابو مسلم نگاشته است ، مىنويسد : بدانكه چون در زمان شيخ على - اعلى درجته - بعضى از واعظان بر ابو مسلم لعن مىكردهاند ، مردمان از آن جناب در اين باب استفتاى بسيارى مىنمودهاند و نواب مستطاب بخطّه الشريف ، افتاء مىفرموده و به توقيع منيح آن فتاوى را مزيّن مىنموده و فقير آن فتوا را به عينه بخطّه و مهر شيخ - عليه الرحمة - ديدهام و صورت آن را در كتاب فوائد المؤمنين آوردهام . « 2 »
آنچه طالقانى اشاره كرده ، اجمال قضيه است . مجموعهاى از آگاهىهاى تفصيلى دربارهء جريان قصهخوانى دورهء صفوى و مقابلهاى كه كركى با آن كرده ، در يك اثر بازمانده از يكى
هامش
( 1 ) . نك : ابهرى ، انيس المؤمنين ، صص 136 ، 142 ، 147 ، 152 ، 186 ، 188 . دربارهء اين كتاب ، در نوشتار « رويارويى فقيهان و صوفيان » بحث كردهايم .
( 2 ) . طالقانى ، خلاصة الفوائد ، برگ 128 ( مرعشى ، خطى شمارهء 4014 )