شخصى كه عصامى و محبى از او ياد كردهاند ، محمد مؤمن استرآبادى است . افندى اشاره به شهادت او كرده ؛ اما وجه نادرستى را براى شهادت وى ياد كرده است . مطلب وى آن است كه ديگران او را متهم كردند كه قصد تغوّط در مقام حنفى را داشته است . « 1 » خاتونآبادى ضمن حوادث سال 1088 نوشته است : شهادت مير محمد مؤمن استرآبادى ، مجاور مكهء مشرفه ، داماد مولانا محمد امين استرآبادى محدث اخبارى ، در هزار و هشتاد و هشت در مكهء مشرفه به سبب عداوت دينى سنيان مكه . « 2 »
مقايسه نشان مىدهد كه گزارش عصامى و پس از آن محبى حنفى هم دقيق و هم منصفانه است . در واقع ، ماجرا به قدرى روشن است كه امكان پذيرفتن آن توسط اين افراد سنى مذهب وجود نداشته است .
حوادث مشابهى نيز دربارهء عالمان ديگرى از شيعه در مكه نقل شده است . بر اساس برخى نقلها ، يكى ديگر از علماى شيعهء ايرانى كه در مكه مورد ضرب و شتم قرار گرفت شيخ حسين بن ابراهيم تنكابنى از خواص شاگردان ملا صدرا بوده است . او اهل حكمت بوده و مؤلفاتى در اين زمينه داشته است . صاحب رياض كه با فرزند وى همدرس بوده مىنويسد : او در حالى كه خود را به مستجار يا حجر الاسود چسبانده بود ، سنيان به گمان آن كه شرمگاه خود را به بيت مىمالد ، بر سر او ريخته و تا سرحد مرگ او را كتك زدند . وى با حال ناتوان از دست آنها خلاصى يافته ، به سمت مدينه حركت كرد ، اما در ربذه كه اكنون به رابغ معروف است ، در گذشته و در نزديكى قبر ابو ذر غفارى به خاك سپرده شد . « 3 » اين حادثه در سال 1101 يا 1105 هجرى روى داده است .
همچنين در نخستين سال حكومت محمد بن عبد اللّه بن سعيد بر مكه ، در سال 1143 ، فتنهاى از ناحيهء عامه عليه شيعيان مكه برپا گرديد . سباعى مىنويسد : اين يكى از مصايبى است كه به نظر من ناشى از تعصبات و سوء تفاهم موجود بين شيعه و برادران سنى آنها بوده است . واقعه ، از آنجا آغاز شد كه كاروان شيعيان ، اندكى پس از موعد حج سال 1143 به مكه در آمد و چون دير شده بود در مكه باقى ماند تا سال آينده حج را بجاى آورد . برخى از عامه گمان كردند كه آنها نجاستى را در كعبه گذاشتند و به همين جهت بر ضد شيعيان شورش كردند . سپاه نيز به دنبال آن شورش كرد . شورشيان به سراغ قاضى رفتند كه او از
هامش
( 1 ) . افندى ، رياض العلماء ، ج 5 ، ص 154 ؛ نك : آقا بزرگ ، الروضة النضرة ، ص 592 ؛ امينى ، شهداء الفضيلة ، صص 200 - 201
( 2 ) . خاتونآبادى ، وقائع الاعوام و السنين ، صص 533 ، 534
( 3 ) . افندى ، همان ، ج 2 ، ص 34 ؛ نك : آقا بزرگ ، الكواكب ، ص 592 ؛ امينى ، همان ، صص 202 - 203 ( در اين كتاب ، از وى ضمن شهداى قرن يازدهم ياد شده است ) .