تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
برگردند . وى مىگويد ، حتى يكى از اين حاجيان كه گوش به حرف علما نداده بود ، از كثرت اعتراض و سرزنش مردم ، در سالى كه من حج رفتم ، همراه من بود . ممكن بود كسى حكم رؤساى مكه را نپذيرد و يك روز ديرتر از سنيان به عرفه برود . چنين كارى فوق‌العاده خطرناك بود . عبد الحى از پدرش عبد الرزاق نقل مىكند كه فاضل قزوينى به حج رفت و چون امر مشتبه شد ، از سنيان پيروى نكرد . رؤساى كعبه از كار او آگاه شده ، حكم به قتلش كردند . او در تنورى مخفى گرديده ، از مكه خارج شد . پس از آن در اطراف مكه ماند تا سال بعد خودش را به قيافه‌اى ديگر در آورده ، حجش را انجام داد . فاضل ديگرى هم با نام ملا زين العابدين ، از آنان پيروى نكرد ، او را كشتند . البته كشته شدن شيعيان در شهرهاى سنيان ، ممكن است به سبب اظهار لعن يا عدم پيروى از آنان در اعمال و رفتارشان باشد . حكايت ديگر آن كه ، يكى از علماى كاشان با نام ملا هادى ، حكم به صحّت اين قبيل اعمال حج كرده و آن را از حجة الاسلام مجزى مىدانست . ايشان به عمل امام صادق عليه السلام استناد مىكرد كه در اعلام عيد فطر ، از خليفهء وقت پيروى كرده است . عبد الحى مىگويد ، مشكل او در اين حكم ، آن بود كه آن سال ، نزديكان و فرزندش حج انجام داده و برگشته بودند . يك‌بار ديگر هم ، همين اتفاق افتاد ، سيد فاضلى با نام مير عبد الغنى ، در مكه با جماعتى ساكن بود . اعرابى كه حج نيابتى انجام مىدادند ، نتوانسته بودند حج خود را انجام دهند و مردم براى سال بعد ، به آنان نيابت ندادند ، چرا كه آنان را محرم مىدانستند . اين افراد كه درآمدشان از راه نيابت بود ، نزد آن شخص رفته و استفتاء كردند و او فتوا داد كه حج‌شان با سنيان مجزى است . همين زمان عالم فاضلى با نام شاه فضل الله در كاشان بود ، گفت : فرزند محمد باقر خراسانى كه فقيهى فاضل است ، در همين سال به حج رفت و بازگشت . از ظاهر سفر او برمىآيد كه حج را صحيح مىدانسته است . من نامه‌اى به او نوشتم و از كيفيت حج سؤال كردم . به من - شاه فضل الله - نوشت : حج باطل است . به دو نوشتم : چرا شما برگشتيد ؟ نوشت : اين حج باطل است ؛ حج من حج واجب نبوده و من حج واجبم را سالها پيش انجام دادم ؛ اين حج مستحبى بود . من با انجام عمرهء مفرده خود را محل كردم و برگشتم . عبد الحى از كسى كه با استناد به عمل امام صادق عليه السلام در ثابت بودن عيد فطر با اعلام خليفهء وقت ، به صحّت حج اين‌چنينى حكم كرده ، برآشفته ادله‌اى در چند و چون نظر خود نقل مىكند و پس از آن با نفى قياس ميان اين موارد و اساسا نفى حجيت قياس ، مىنويسد : اين قبيل فتواها ، نتيجهء رياست طلبى است كه خود ناشى از رسيدن به مقام امام جمعگى و جماعت است . « 1 »
هامش
( 1 ) . رضوى ، عبد الحى ، حديقة الشيعة ، برگ 47 - 52