كشتن علماى شيعه به جرم تلويث كعبه
دشمنىهاى ميان شيعه و سنى ، به ويژه در قالب جنگ عثمانى - صفوى ، سبب شده بود تا اقليت شيعه در مكه با دشوارى تمام حضور يابد و همواره در معرض برخوردهاى تند سنيان افراطى كه تحت تأثير شايعات و تبليغات بودند ، قرار گيرد . يكى از اين شايعات آن بود كه شيعيان معتقدند كه براى تكميل حج خود مىبايست ديوار كعبه را آلوده كنند . زمينهء آن نيز چنين بود كه شيعيان در اعمال مستحبى خود ، يكى از كارها را چسباندن شكم خود به ديوار كعبه مىدانستند . همين مسئله سبب مىشد تا از آن سوء استفاده شده و براى آنان دشوارىهايى پديد آيد ، به طورى كه عدهاى به قتل مىرسيدند .
در سال 1088 ، واقعهاى در مكه رخ داد كه نشانگر خباثت ذاتى برخى از متعصّبان ترك بر ضد شيعيان بود . اين حادثه را دو تن از معاصران آن رخداد ، گزارش كردهاند . مورخ برجسته ، عصامى ( 1049 - 1111 ) كه خود در همان زمان در مكه بوده مىنويسد : در روز پنجشنبه هشتم شوال 1088 حادثهء غريبى در مكه رخ داد و آن اين كه در شب آن روز ، حجر الاسود ، باب ، پردهء كعبه و مصلّاى جمعه ، به چيزى شبيه عذره ، به لحاظ و و كثافت ، آلوده شده و هركس مىخواست حجر را ببوسد ، دست و صورتش آلوده مىشد . اين سبب تحريك مردم و تركان شد . آنان جمع شدند و همه جا را شستشو دادند . . . در آنجا يكى از فضلاى رومى [ عثمانى ] ملقب به « درس عام » « 1 » [ ! ] بود و هر روز جماعتى از رافضه را مىديد كه به نماز و سجود و ركوع در كنار بيت مشغولند . وقتى اين واقعه رخ داد ، گفت : اين كار جز از رافضه كه ملازم بيت اللّه هستند ، سر نزده است ؛ در آن لحظه سيد محمد مؤمن رضوى در پشت مقام ايستاده و قرآن مىخواند . آنها نزد او آمده و قرآن را از دست او گرفته ، بر سر او كوفته و به زدن وى پرداختند و او را از « باب الزيادة » به بيرون انداختند و با سنگ چندان بر او زدند تا مرد . در اين حال يكى از سادات رفاعى با نام سيد شمس الدين در اين باره لب به اعتراض گشود ؛ او را نيز به وى ملحق كردند ؛ پس از آن سومى ، چهارمى و پنجمين نفر را . من خود آنها را ديدم كه بر روى هم افتاده و مردم آنان را سبّ مىكردند .
عصامى مىگويد : من از نزديك آنچه را بر كعبه بود ملاحظه كردم و ديدم كه از قاذورات نيست ، بلكه از سبزيجات آميخته با عدس و روغن متعفن است كه بوى نجاست مىدهد .
عصامى مىافزايد : معلوم نشد كه اين عمل كار چه كسى بوده ؛ اما گمان بر اين است كه اين كار را به عمد براى كشتن اين افراد انجام داده بودند . « 2 »
هامش
( 1 ) . عبارت اين است : ذاك رجل من فضلاء الاروام يلقب درس عام . شايد يلقى درس عام درست باشد .
( 2 ) . عصامى ، سمط النجوم العوالى ، ج 4 ، صص 528 - 529