تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
زيارت ساير مشاهد اهل بيت عليهم السلام مىروند . آنان گروه گروه به زيارت آمده و در مدتى كه در مدينه هستند ، رفت و شد آنان به مشهد اسماعيل قطع نمىشود . وى مىنويسد : محل اقامت ما در رواقى بود كه در كنار در ورودى مشهد قرار داشت . يك روز كه نشسته بوديم ، گروهى از آنان آمدند و زيارت خواندند . از جمله سلام آنان به سوى مشهد چنين بود : السلام عليك يا سيدنا اسماعيل . . . نشهد أنّك على دين أخيك موسى - يعنون موسى الكاظم رضى الله عنه - و نشهد أنّك غير مخالف له ، متّبع لطريقه . پس از آن توضيح مىدهد كه مقصودشان آن بود كه اعتقاد فرقه اسماعيليه را كه به امامت اسماعيل اعتقاد دارند ، رد كنند و بگويند اسماعيل امامت برادرش موسى الكاظم را قبول داشته است . وى مىگويد كه گروه فراوانى از اسماعيليه در بلاد يمن زندگى مىكنند . سپس مىافزايد : زمانى كه اين گروه از مشهد خارج شدند ، به سمت چاه بيرون از مشهد رفتند و در اينجا ايستاده و دعايى خواندند . آن وقت بزرگ آنان به ايشان گفت : اين چاهى است كه امام صادق عليه السلام داخل آن شده و تا به امروز از ديد مردم غايب شده است . در اينجا دكتر امحزون كه اين آگاهىها را طبقه‌بندى كرده ، مىنويسد : به طور قطع مؤلف اشتباه كرده و اماميه به غيبت امام صادق عليه السلام اعتقاد ندارند . عياشى در ادامه از همراهى برخى از صوفيان با عقايد شيعه در باب مهدويت امام دوازدهم عليه السلام سخن گفته و از آن اظهار شگفتى مىنمايد . وى مىنويسد : چنين شنيده است كه محيى الدين عربى نيز به مهدويت اعتقاد داشته ، و مىافزايد : اگر مطمئن باشيم كه اين بزرگان چنين عقيده‌اى دارند ، به صدق عقيده آنان اعتقاد خواهم داشت ، جز آن كه آن را به خدا وامىگذارم ؛ زيرا در شريعت ، چيزى كه نشان دهد روافض در اين مسئله دروغ مىگويند وجود ندارد ، گرچه در امور ديگر دروغ مىگويند ! « 1 » عياشى در جاى ديگرى مىنويسد : امسال ورود كاروان عراق عجم ، در نيمهء صفر به مدينه رسيد كه خيلى دير بود . آنان در شمال كوه سلع در غرب كوه ذباب در نزديكى مساجد فتح سكونت گزيدند و ما برخى از روزها به قصد تفرّج به خيمه‌هاى آنان سر مىزديم . عجم‌ها امسال ، در راه زياد مانده بودند ؛ يعنى ميان راه مكه و مدينه چهل و پنج روز معطل شده بودند . مشكل پرداخت مالياتى بود كه امرا بر آنان الزام كرده بودند و آنان پول زيادى دادند . آن چنان كه شنيدم ، هر كدام آنان از وقتى كه از شهرشان اصفهان حركت كرده بودند تا اينجا ، نفرى بالغ بر پنجاه دينار طلا پول داده‌اند . حجاج عجم ، به طور معمول ، افزون بر پولى كه بابت مخارج عمومى خود مىآورند ، نفرى پنجاه دينار براى همين
هامش
( 1 ) . امحزون ، مدينة المنورة فى رحلة العياشى ، ص 97
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 830 | الشيخ رسول جعفريان