ضرورت جلوگيرى از رشد آنان بوده است . « 1 »
در قرن دهم هجرى كه قرن برخوردهاى تند عثمانىها و صفوىهاست ، رفت و آمد حجاج شيعه ، به ويژه ايرانىها همراه با سوء ظن فراوان عثمانىها بوده است . در واقع ، نگاه عثمانىها به شيعيان ، بر پايهء اين باور بود كه شمارى از آنان ، ممكن است براى جاسوسى به سرزمين عثمانى وارد شده و از مسير ورودشان به اين منطقه تا رفتن به شام و مدينه و مكه ، در صدد تبليغ براى قزلباشان باشند . البته منع خاصى از انجام فريضهء حج صورت نمىگرفته است ؛ چرا كه ممانعت از حج ، به عنوان صدّ عن سبيل الله ، تبعات دينى بدى براى خلفاى عثمانى داشته است .
در سال 976 يكى از شخصيتهاى برجستهء دولت صفوى با نام معصوم بيگ صفوى كه « مدت چهار سال امير ديوان و شانزده سال وكالت » شاه طهماسب را داشت ، عازم سفر حج شد . در روز پنجشنبه ششم ذىحجه ، در حالى كه محرم بود ، در منزلى در نزديكى مكه ، موسوم به وادى فاطمه مورد حملهء اعراب بدوى قرار گرفته و كشته شد . در اين واقعه ، فرزندش خان ميرزا و رفقاى ديگر او از جمله بشارت بيگ تركمان نيز كشته شدند و در همان موضع مدفون گشتند . دولت عثمانى با فرستادن نمايندهاى به پايتخت صفوى ، از اين جريان عذر خواهى كرد ؛ اما به هر روى ، تحمل آن براى دولت ايران دشوار بود . محتشم كاشانى در اشعارى كه در وصف اين حادثه سرود آن را كربلاى ديگرى دانست . « 2 » افندى نيز خبر كشته شدن اين پدر و پسر را از اسكندر بيك نقل كرده است . « 3 » فيض نيز در شرح حال خود كه در رسالهء شرح صدر آورده ، خبر از كشته شدن برادرش در بازگشت از سفر حجاز داده است . « 4 »
بر اساس اخبارى كه جسته گريخته از منابع تاريخى به دست مىآيد ، هر سال كاروانى از حجاج ايرانى عازم حج مىشده است . برخى از دشوارىهاى اين سفر را در ادامه دنبال خواهيم كرد . در اين كاروانها ، گاه از اعيان و اشراف و افراد وابسته به خاندان صفوى نيز كسانى كه وجود آنها سبب نوعى آرامش و نظم در كاروان بود . خاتونآبادى در برخى از سالها ، اشاره به حجگزارى اين افراد كرده است . براى نمونه ، مىنويسد : حج حسين على خان پسر شيخ على خان زنگنه وزير اعظم در سال 1090 از راه شام و قافله به اين استعداد
هامش
( 1 ) . ابن حجر هيتمى ، الصواعق المحرقة ، ص 3
( 2 ) . قمى ، قاضى احمد ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 559 - 560
( 3 ) . افندى ، رياض العلماء ، ج 2 ، ص 234 - 235
( 4 ) . فيض كاشانى ، ده رساله ، به كوشش رسول جعفريان ، ( اصفهان ، 1371 ) ص 60