نسخههاى از كتابهاى ديگر وى را هم در اردبيل و استرآباد و سارى ( به خط كفعمى ) ديده است . نسخهاى هم از رد وى بر يوسف بن مخزوم اعور كه كتابى در رد شيعه نوشته بوده است ، در اصفهان ديده كه تاريخ تأليف آن سال 839 بوده است . « 1 »
نمونههايى از بحرين
رفت و شد بحرينىها به ايران در دورهء صفوى معمول شده است . گاهى نيز به عكس بوده و به عنوان نمونه شيخ حسين پدر شيخ بهائى كه سالها در ايران مقيم بوده به بحرين رفت و همانجا در گذشت . « 2 » شيخ بهائى مىگفت : پدرش نخستين كسى بود كه كتابهاى حديث را به ايران آورده است . « 3 » طبعا مقصودش آن است كه وى نسخههايى از كتابهاى حديثى را از خارج از ايران به ايران انتقال داده است .
كسانى از بحرينىها نيز در عراق به تحصيل مشغول بودهاند . به عنوان نمونه شيخ حسين بن على هجرى از شاگردان محقق كركى بوده و كتابهايى از وى در مشهد و اجازهاى از او در مشهد عبد العظيم در رى بوده كه افندى آن را ديده است . « 4 » افندى از شرح شرح ياقوت ياد كرده كه مؤلف آن عميد الدين فرزند خواهر علامه بوده است . شرح ياقوت هم از خود علامه است . افندى مىگويد : شرح عميد الدين يتداول بالبحرين در بحرين متداول است و من آن را در اصفهان ديدم كه البته و النسخة عتيقة جدا . « 5 » افندى نسخهاى از كتاب جوامع السعادات فى فنون الدعوات را از شيخ عبد الرحيم بن يحيى بن الحسين البحرانى - كه از علماى پس از عصر ابن فهد حلى بوده - در يزد ، به خط مؤلف ديده است . « 6 » نسخهاى از كتاب المسائل الشامية فى فقه الامامية ابن فهد حلى ( 841 ) كه كتابت آن نزديك به عصر مؤلف است به شمارهء 8484 مرعشى نگهدارى مىشود .
علامهء مجلسى و استفاده از نسخههاى قديمى
علامهء مجلسى در استفاده از منابع مختلف در بحار ، حساسيت خاصى در استفاده از نسخههاى كهنه و معتبر داشته است . وى در بحار ، پس از ياد از نام منابع خود ، فصلى را تحت عنوان « فى بيان الوثوق على الكتب المذكورة و اختلافها فى ذلك » « 7 » به بررسى مقدار
هامش
( 1 ) . افندى ، همان ، ج 2 ، صص 237 - 238
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 121
( 3 ) . مجلسى ، محمد تقى لوامع صاحبقرانى ، ج 8 ، صص 36 - 38
( 4 ) . افندى ، همان ، ج 2 ، ص 142
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 378
( 6 ) . همان ، ج 3 ، ص 114
( 7 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 1 ، صص 26 - 27