تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١

دربارهء خليفه سلطان يا سلطان العلماء

خليفه سلطان ( م 1064 ) كه مدتى وزارت شاه عباس اول و بعدها وزارت عباس دوم را داشت ، از علما و فقيهانى بود كه به منصب اعتمادالدوله‌اى رسيد . قزوينى يكى دو نكته دربارهء جرأت و نترسى وى نقل مىكند : « و در اين عهد ، از نوّاب سلطان العلماء خليفه سلطان ، مثل اين حال نقل مىكنند . آن وزير بىنظير از غايت وقار و جلالت ، هرگز حركتى غير لايق به تمكين نكردى . روزى در صحرايى زير خيمه نشسته بود ، مارى مهيب متوجه او مىشود . از غلامان هيچ‌كس حاضر نبوده‌اند . غلام خاص خود را آواز مىدهد و هيچ از جاى نمىجنبد . و او چاقشور در پا نداشته است و رفتن بىچاقشور به خدمت وزير خلاف ادب مىدانسته . به چاقشور پوشيدن مشغول مىگردد و تا آمدن او ، مار خود پاس حشمت وزير داشته ، جانبى مختفى مىشود . و بعد از دو روز ، آن خبر نقل كرده و از غلام اظهار رضا نموده ، به اعتبار پاس ادب داشتن و بىچاقشور پاى بر بساط قرب ننهادن . و آن آصف زمان شبى به حمام خويش مىرود . و معهود نبوده است كه آن وقت هيچ‌كس آن حمام باشد يا با او كسى داخل حمام شود . و از اتفاق ، شخصى در حمام مانده بود . ملازمان خبر نداشته‌اند و او به خزانهء حمام درون شد . در اين وقت ، چاره نمىداند جز بيرون آمدن . ناگاه سر از دريچهء خزان بيرون مىآورد . وزير صاحب تمكين ، هيچ از جاى در نمىرود و حركتى نمىكند . و چون معلوم مىكند آدمى است ، سبب آن جرأت مىپرسد . او عذر خويش عرضه مىدارد و بيرون مىرود . ( 218 ) قزوينى حكايتى ديگر نيز از يكى از صدور اين زمان نقل مىكند كه مناسب است همين‌جا بياوريم : سيدى جليل القدر و سليم الصدر در اين زمان منصب والاى صدارت داشت . سلطان صدارت از او بگرفت و وزارت بزرگ بخشيد . و او از كارها دست كشيده مىدارد . ساير وزرا و امرا در كار او مدخل مىكنند و مالها مىيابند . روزى به تقريب مىگفته : ما مصحف داديم و طنبور گرفتيم ، آن را هم ديگرى مىنوازد . و آن بزرگ با آن كه سخن بسيار كم مىگويد ، سخنان خوب دارد و هم پيوسته سر در پيش دارد و به جانب كسى نمىنگرد . ظريفى گفت : عجب دارم كه نوّاب [ لقبى كه به صدور و برخى بزرگان در دورهء صفوى مىدادند ] چندين خلايق را از عطف دامن مىشناسد . يعنى نظرش جز بر دامن مردم نمىافتد . ( 179 - 180 )

اختلاف فقها دربارهء غنا

ما نوشتارى مستقل دربارهء تاريخچهء بحث غنا در دورهء صفوى نگاشته‌ايم و حكايت