تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
اختلاف آراء در اين باره را آورده‌ايم . در اينجا قزوينى ، نكتهء لطيفى را به اجمال آورده است : آواز در نفس حالتى عجيب و تأثيرى غريب است . بعضى آواز موجب سرور گردد و بعضى موجب غم و اندوه ، و بعضى بگرياند ، و بعضى بر رقص آورد و برجهاند ، و بعضى عقل ببرد و بىهوش گرداند . و چون آواز خوش با حركات دلكش جمع گردد ، اثر بزرگ‌تر گردد . و از عجايب تأثير آواز ، حداى عرب است و قصه‌ها در آن باب مشهور است . و سلّام حادى از مشاهير ايشان است . و چون مكاريان [ چارواداران چهارپا داران ] آواز بركشند ، بهايم گوش تيز كنند . و چون مادران نوا درگيرند ، اطفال بىقرار در مهد خواب قرار گيرند . و بسيار باشد طفل نيز نوايى و صوتى به رفاقت مادر ظاهر گرداند . و اين عجيب است . و مذاهب ناس در حرمت غنا بر تفاوت و خلاف مشتمل است و اقوال عامه و بلكه خاصه نيز در آن باب مضطرب و متلوّن است . على الجمله ، در روايات خاصّه ، حرمت غنا محكوم به است و ليكن در تعيين و توصيف غنا اختلاف و اشتباه مىافتد . و بعضى از فقيهان بارد ما از امثال صوت بنّايان و بافندگان احتراز نمايند و صوت مادران را براى خواب كودكان غنا شمارند . و بعضى وسعتى تمام در مشرب دارند و بسيارى غناها بر طرز صوفيه بشنوند و آن را غنا ندانند ؛ و اگر دانند ، غنا را از همه جهت حرام ندانند . و يكى از علماى ما مىشنيده است و مىگفته است : غنا آن است كه بر تن تننا مشتمل است ؛ يعنى آن غنا كه در مجالس فسّاق كرده مىشود و معتاد مىخوارگان است و اسلوبى خاص دارد ، و غنا كه صوفىمشربان مىشنوند اسلوبى ديگر ، و ايضا مضمونى كه به آن غنا مىكنند ، در اباحت و حرمت مدخل تمام خواهد داشت . و اما عامّه ؛ خلاف ايشان در اين مسئله خلافى مستقر و فاحش است . ( 174 ) پس از آن قزوينى مىنويسد كه خود از يكى از قسيسان نصارا دربارهء غنا پرسيده است كه آيا شما آن را گناه مىدانيد ؟ او پاسخ داده است : « اگر بد بخوانند آرى » ! ( 174 )

تفاوت مضمون در شعر عربى و فارسى

آنچه شعرا و بلغاى عرب در وصف حروب و حميّت و شجاعت گفته‌اند ، صد يك آن را شعراى عجم نگفته‌اند . و سبب آن است كه شعراى عرب ، همه اصحاب حروبند و پيوسته به اقتحام قتال و مقاسات جدال مشغولند ؛ اما شعراى عجم زبان خويش در كام ، جز روز ميدان غزل و مديح جولان ندهند . و جز با خيل عشق و وجد و فرسان هموم و احزان مبارزت ننمايند . كار با مى و معشوقه و ساقى كرده‌اند و باقى امور و عادات احرار در باقى نموده‌اند . ( 216 )

طبيبان بيماركش

روشن نيست ، به چه دليل ، قزوينى از طبيبان اين روزگار ، تا اين اندازه خشمگين است . در
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 802 | الشيخ رسول جعفريان