خانهء كعبه بر دكانى نشسته بود با محاسنى سفيد و تسبيحى در دست ، از ذكر و دعا هيچ نمىآسود و از وضع و لباس ، يكى از ابدال زمانه مىنمود . گفتم : هيچ شك نكنم كه اين مرد از صلحا و عباد است . زر پيش او بردم و او هيچ دست نزديك نياورد كه به ذكر و تسبيح مشغول بود . چون بازگشتم مبلغى از آن سرخها به جلد دستى ربوده بود !
اما چند طنز : يكى از تجار در مكه به بعضى آشنايان برسيد . به او گفتند : مرواريد نمىخرى كه ارزان است ؟ گفت : اى ظالمان ! پس براى چه آمدهام ؟
با ديگرى گفتند : مشك آوردهاى كه اينجا سود مىكند . گفت : بىدردان ! پس به چه كار آمدهام .
تركى را پسرى صالح بود و از نماز او پيوسته كوفته خاطر بود . عزم حج كرد و از پدر رخصت خواست . گفت : چندان نماز كردى كه خانهام خراب كردى . حالا فكر حج دارى ؟
دانم اجاق مرا كور كنى و خانهء من ويران گردانى !
خلجى به مكه رفت و بازگشت دلتنگ و غمگين . گفتند : چه حال دارى ؟ گفت : خانهء خود خراب كردم و بسى سختى كشيدم تا به مكه رسيدم ؛ خداى در خانه نبود . به مدينه آمدم آن گوخا كه آنجا بود ، از جهان رفته بود . كور و پشيمان برگشتم .
پهلوانى قزوينى از حج آمده بود . روزى بر پسر خود خشم گرفت و گفت : به فلان قسم كه تو را بكشم و يكبار ديگر اين راه كه هيچ كافرى را نصيب نشود ، بروم . ( 350 ) [ بايد بيفزايم كه كم لها من نظير كه امروزه نيز در ادب پارسى ، حكايات فراوانى دربارهء حجگزارى اين قبيل افراد هست ، و اى كاش كسى آنها را گرد مىآورد . ]
كنيزكان گرجى و هندى
از زمان كه پاى صفويان به گرجستان باز شد ، شمار زيادى از اسراى گرجى ، از مرد و زن به سوى اصفهان و ديگر شهرها سرازير گرديد . در اين ميان ، كنيزكان گرجى به زيبايى شهرت داشتند و با قيمتهاى گزاف خريدوفروش مىشدند . بسيارى از اينان ، براى اعيان فرزند مىآوردند . قزوينى پس از اشاره به لفظ هجين در ميان اعراب كه به فرزندانى گفته مىشد كه پدرشان عرب و مادرشان عجم بود ، مىنويسد : « و مثل آن حال كه اول اسلام ، عرب را بود ، امروز عجم راست به اعتبار گرج و ترك . و كنيزان مؤطّاه در اين عهد غالبا از اين دو فريق باشند . و احيانا اولاد ايشان را طعن كنند و اولاد حراير خود را بر ايشان ترجيح دهند ؛ و مع ذلك بسيارى از آن اولاد به نجابت و شهامت و فطانت نزديكتر باشند ؛ سيّما اولاد گرج كه ايشان را امتياز عظيم واضح باشد . و هر فرزند كه عجم از كنيزان هندى بياورند ، خبيث و شرير و ناقابل باشند و اين حكم در ايران و هند كمتر تخلّف كند . » ( 85 )