تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
گاو مىگفتند . شاعر اشاره به آن مىگويد :
در طوس دوش گفتم بىغم نيم چرا * ياريم گفت : ساده‌دلا ! بىغمى و طوس !
گفتم : ز آدمى اثر اينجا نيافتم * گفتا : تو نيز گاو شدى ، آدمى و طوس !
اما هند « در هند ، نوعى هليلهء بزرگ باشد ؛ هركه در دست گيرد يا به نام طلا كند [ ! ] او را اسهال كند . و سه عدد از آن هليله‌هاى كابلى در عهد شاه ماضى به ايران آوردند ، هريك بيست و هفت مثقال و امروز در خزينه است . » اما بناى تخت جمشيد « بنايى عجيب‌تر و عظيم‌تر از تخت سليمان كه در اصطخر فارس واقع است ، نمىشنوم و آن بنا من ديده‌ام . مناره‌ها از سنگ بر آورده‌اند بر صفّه‌اى بس عالى و فراخ . و صورت‌هاى بسيار و هيكل‌هاى عجيب بر سنگ نقش كرده‌اند و از سنگ بريده و گويند تخت جمشيد بوده است و علامهء دوانى رساله‌اى در آن باب نوشته و اقوال مختلف شرح داده و اصحّ آن است كه مسجد سليمان عليه السلام است . ديوان ، به امر او بنا كرده‌اند و آن تماثيل و نقوش پرداخته . » اما ايوان كسرى : « از مشاهير بناها است و امروز اصل آن طاق باقى است و به غايت عجيب است . » ( ص 386 - 387 ) قزوينى در جاى ديگرى از طاق بستان حكايت كرده ، مىنويسد : « و من آن صورت در طاق وسطان ( كذا ) ديده‌ام . نصفى از او مجسّم است و نصفى در سنگ در رفته است . بس عجيب است . و مشهور آن است كه عمل فرهاد است و بر آن طاق ، صورت شكارگاهى ساخته‌اند به غايت نيكو و عجيب . ( 405 ) در اياصوفيا كه امروز مسجد جامع بلدهء استنبول است ، و به عظمت آن عمارتى كمتر ديده شده است ، آن عمارت در قديم معبد نصارا بود ، بانى آن استون بانو كه قيصرى بزرگ بود ، چون بمرد ، وصيت نمود كه ميلى در آنجا بلند كردند و صورت او ساخته ، بر آنجا نصب نمودند . در دستى سيبى گرفته مىبويد ، و دستى ديگر گشوده تهى مىنمايد ، و بر آنجا رقم كرده كه : گويى دنيا را مانند اين سيب به دست آورديم و بوييديم و گذاشتيم و با دست خالى ، با هزاران حسرت به خاك رفتيم . ( 358 ) اشارتى هم به طاعون قزوين دارد كه به سال 1045 رخ داده و طنزى نيز نقل كرده است كه « در ايام طاعون قزوين كه خدا ديگر ننمايد ، اهل بيتى هر روز متعاقب هم مىمردند و عملهء موتى با زعيم آن قوم در اجرت مناقشه مىكردند . گفت : اى ياران ! با ما مسامحه كنيد كه ما سى روزه مشترى شماييم ؛ چه جاى مضايقه است ! ( 368 ) اما از قزوين كه ملا صالح از همين بلده است ، يكى دو نكتهء جالب دربارهء آتش و چراغ دارد : « در ديار ما ( قزوين ) چون جنازه‌اى از بلدى ديگر داخل بلد كنند ، مردم بر بام‌ها آتش