مستأجر كاروانسرا است و او بر عادت آن ديار ارمنى بود ، مردى عيالوار و بينواست . ملازمان صدر ، خمهاى شراب او سر بستهاند و مهر كرده ، چيزى مىدهد و التماس دارد كه شفاعت او كنى . هم آنجا خدمتى رسانيده باشى و هم اينجا ثواب و اجر يافته . گفتم اين گنه ، ثواب احمقان است و من به اين ثواب حاجت ندارم . ( 325 )
ملا صالح اشارتى هم به فرد گدايى دارد كه در ميان صفوف نماز جماعت در مسجد جامع اصفهان گدايى مىكرده است : « شخصى ديدم در جامع صفاهان كه بر صفهاى مردم مىگذشت براى گدايى ، چنان خود را مرده ساخته بود كه تو گويى از مردهء ديرينه ، جنبشى ضعيف ظاهر مىشود . » ( 326 )
خانههاى اصفهان
راغب حكاياتى دربارهء بر افراشتن خانهها و قصرها آورده و ملا صالح پس از نقل يكى دو نكته در اين باره مىنويسد : « و هيچ طايفهاى به عمارت و زينت ، افزون از ايران راغب و ساعى نباشند ، و از اين جهت هرگز از غم و انديشه خاطر فارغ ندارند ، و سيّما در اين زمان كه هركس در لباس و طعام و خانه ، آن تكلّف كند كه فوق وسع او باشد ، و آن آرزوها پيش گيرد كه هرگز از قوّه به فعل نيايد ؛ پس غالب بناها ناتمام بماند و با عمر شخص و بلكه عمر فرزند به اتمام نرسد و طول املها در اين عهد از طول بناها بيشتر است . و العجب كه در اين زمان ، با اين تكلّف و توسّع در بنيان ، ابواب اين مروّات و مبرّات بالكليه مسدود است .
مسكينان و خويشان روى آن خانه نبينند ، و خوانى در آن خانهها براى زائران نگسترند .
بسيار اوقات در بسته و مقفّل دارند و پردهها و چادرها براى منع هوا و غبار بر او كشيده باشند . »
پس از آن ، دربارهء دهليز و درگاه ورودى اظهار نظر كرده است كه بايد « خوش آينده و نيكو باشد ؛ هر چند نوعى مشابهت به گور كافر و ظاهر منافق بهم مىرساند ، و ليكن چون همهكس را اول ، نظر بر آن افتد ، در حكم ديباچهء كتاب و عنوان نامه و مفتّح احوال است ، بايد نيكو باشد . و عباسآباد اصفهان [ محلهء تازه تأسيس دورهء صفوى براى مهاجران تبريزى به اصفهان ] از جهت اين وصف ، در حد كمال است . و اما قبل از شاه جنت مكان شاه عباس ماضى ، دهليز خانهها از خوف نزول ، بسيار پست بود و راهها تنگ و كوچهها همه رودهء اثناعشرى مارپيچ و تاريك تا آن كه آدمى به دشوارى و خميدگى درون رفتى ، چه جاى ستور . تا پادشاه مغفور مذكور ، بدعت نزول بر انداخت و مردم را از انديشه ايمن ساخت . و خانههاى قديم بسيار بر آن هيئت باقى است . يكى از اين خانهها را در مجلسى نشان مىدادند و او را درى است بسيار پست تا شخص دوته بلكه سهته نگردد ، درون شدن