بدين ترتيب اثرى جديد پديد مىآورد . دقت و مقايسهء اين متون ، به راحتى نشان مىدهد كه اين آثار تا چه اندازه مديون آثار مشابه پيش از خود هستند ؛ اما به هر روى ، تازههاى آنها نيز به اندازهاى فراوان است كه مىتواند توجيهگر پديد آمدن اثر جديد باشد .
در عصر صفوى ، توجه به اين آثار تا اندازهاى وجود داشت و مجموعههايى فراهم آمد كه شاخصترين آنها كتاب ارجمند زهر الربيع اثر سيد نعمة الله جزائرى ( م 1112 ) از شاگردان علامهء مجلسى است . اما جداى از آن ، يكى از آثارى كه در اين دوره مورد توجه قرار گرفت ، كتاب بسيار عالى محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء اثر راغب اصفهانى ( م ميان 396 - 401 ) است . گزيدهء اين اثر ، توسط عالمى اديب و علاقهمند با نام ملا صالح قزوينى ( م بعد از 1117 ) به فارسى در آمد و مترجم ، بسان سنت نويسندگان پيشين ، آنچه كه در متون فارسى روزگار خود از حكايات و امثال رايج و اطلاعات علمى و طنزهاى مربوط به آن موضوعات ، مىشناخت ، در ذيل هر موضوع آورد و بدين ترتيب كتابى خواندنى با عنوان نوادر پديد آورد . اين اثر به كوشش استاد ارجمند جناب آقاى احمد مجاهد همراه با مقدمهاى راهگشا و مفيد در شرح حال راغب در سال 1371 به چاپ رسيده است .
آنچه در اينجا مورد توجه نويسندهء اين سطور قرار گرفته ، آگاهىهاى مختلف اجتماعى مترجم از مسائل اجتماعى ، تاريخى و دانشى است كه براى شناخت روزگار صفوى مفيد است . البته در اين گزينش ، به اين قبيل اطلاعات اكتفا نشده ، و به ديگر نكات لطيفى نيز كه مترجم دربارهء روزگار خود آورده ، پرداخته شده است . اين درست به مانند كارى است بنده دربارهء كتاب مسكن الشجون و ديگر آثار سيد نعمة الله جزائرى ، لوامع صاحبقرانى محمد تقى مجلسى ، و تذكرهء نصرآبادى انجام دادهام .
* * *
اصفهان دورهء اخير صفوى
اصفهان صفوى ، پايتخت ايران بود و به همين دليل ، مردمان براى تحصيل علم و تجارت ، از نقاط ديگر به اين خطّه مىآمدند يا سلاطين آنان را به اصفهان كوچ مىدادند ؛ چنان كه تبريزىها را شاه عباس به اصفهان آورد ، همچنان كه ارامنه را در جلفاى اصفهان سكنا داد .
مهاجرت به اصفهان در اين دوره ، موضوعى جالب براى پژوهشگران روزگار صفوى است . قزوينى مىنويسد : « و امروز حال آنان كه با صفاهان مىآيند ، حال آنان است كه به بغداد مىآمدند ؛ و آن وقت قاعدهء سلطنت آنجا بود » البته بسيارى از ايرانيان نيز به هند مىرفتند كه جاذبهء آنجا ، مانع از بازگشت آنان به وطن مىشد : « و آنان كه از ايران به هند