يكى ديگر از بلاهاى طبيعى كه جزايرى بدان اشاره كرده ، زلزله دههء هشتاد قرن يازدهم هجرى در طوس است كه هزاران نفر در آن كشته شدند . همينطور در شيروان نيز زلزلهاى رخ داد كه برخى از روستاها از جاى خود به مكانهاى ديگرى حركت كرد . ايضا در سال 1089 ، كه سال تأليف كتاب انوار النعمانيه است ، در بلاد طبرستان زلزلهاى رخ داد ! « 1 »
درباره هويزه
اما درباره هويزه ؛ وى اظهار مىدارد كه تاكنون نشنيده است كه قبل از اين طاعون در هويزه آمده باشد ، اما اين بار از طريق بصره در اين ديار نيز شايع شده ، چرا كه برخى از بيماران به آنجا آمدهاند . وى اظهار مىدارد كه اكثريت مردم هويزه شيعه بوده و در اين اعتقاد خويش راسخاند . گرچه تاكنون تعديل شده و پيش از اين از اهل غلو - غلات - بودهاند . اما با اين حال ، هنوز نيز در صحبتهاى آنها شواهدى از آن عقايد وجود دارد ؛ مثلا به يكديگر مىگويد « علىّ يطول عمرك و علىّ يشفيك و على يرزقك » اين جملات كه هنوز نيز بقاياى آن باقى مانده ، بلا شك مظهر غلوّ است .
مردم هويزه علاقهمند به شعر و ادب هستند ، به علم صرف و نحو نيز علاقه زيادى دارند ، با اين حال روحيهء غالب ، روحيهء فتوّت و شجاعت است و بيشتر آنان از شجاعان هستند . [ ازاينرو ] فتنه نيز در آنجا فراوان رخ مىدهد ؛ چرا كه رعيت آن از اعراب باديهنشين هستند كه به جنگ و درگيرى خو گرفتهاند ( مسكن برگ 36 ) . اين فتنهها بيشتر در وقت به دست آمدن حاصل زراعت پيش مىآيد و انگيزهء آن نهب و غارت است . بيشتر اعراب آن ناحيه از اهل سنّت بودهاند ؛ اما به بركت اميران و حاكمان ، جز عدهء قليلى ، بقيه شيعه شدهاند . وى اختلاف و نفاق و شقاق ميان مردم هويزه را بسيار شديد مىداند .
سيد على خان حاكم هويزه
به عقيده جزايرى ، بهترين حاكم هويزه سيد على خان ( م 1088 ) مردى عالم و فاضل و صاحب محاسن و مكارم اخلاقى بوده است . او مىگويد كه ما بعد از واقعه عساكر سلطان محمد با اهل هويزه ، در تستر - شوشتر - بوديم ، او حاكم هويزه و بيشتر بلاد عرب بود و نسبت به ما محبت زيادى داشته و با من مكاتبات و مراسلاتى داشت . در نامهاى براى من اشعارى را نوشت كه صاحب بن عباد به برخى از دوستانش نوشته بود :
يا أخا بشّرنا تأخّرت عنّا * قد أسأنا ببعد عهدك ظنّا
او شعر نيز مىگفت . در مجلس او ، جز علم حديث و تفسير و علوم ادب و محاسن شعر و
هامش
( 1 ) . جزايرى ، الانوار ، ج 1 ، ص 340