سنگ بر آمدند ، شيخ آنها گفت : اين « دم عشاق » است و پاك مىباشد . جزايرى از صوفى ديگرى در شيراز ياد مىكند كه هر شب بر سر قبر احمد بن موسى عليه السلام مىآمده و ذكر مىگفته ؛ او تأهل اختيار نكرده ؛ اما غلمانى چند نزد او بودهاند ؛ به تدريج معلوم شده است كه آنها گروهى شده ، داعيهء الوهيت داشته ، يكى خدا ، ديگرى پيغمبر و . . . و قصد خروج داشتهاند . حاكم وقت شيراز ، آنان را دستگير كرده ، به قتل رساند . جزايرى مىگويد : من خود ناظر و شاهد اين ماجرا بودم ؛ زمانى كه خواستند رئيس آنان را بكشند ، خواهرش بر بام ايستاده و مىخنديد . وقتى علت را پرسيدند گفت كه ، برادر من مرد مسنى است . وقتى او را كشتيد ، پس از چهل روز به صورت جوانى با صورتى نيكو ظاهر مىشود . بدين ترتيب معلوم شد ، آنان قايل به تناسخ هستند . « 1 »
جزايرى مىگويد كه ما در شيراز مسائل و وقايع عجيب و غريب را از آنان مشاهده كرديم كه جز با مذهب زنادقه و ملاحده سازگارى نداشت . « 2 » وى فصل مشبعى در رد بر غزالى و محيى الدين عربى آورده است . همچنين از عادت عزب ماندن آنان ، چلهنشينى و تحريم محللات شرعى كه به بهانهء تصفيهء قلب انجام مىدهند ، به شدّت انتقاد كرده است ، « 3 » و روايت چندى در افكار صوفيه و توجيهاتى نسبت به آنچه به امثال ابو ذر و سلمان منسوب است ، آورده است . « 4 » جزايرى كلماتى نيز از فيض كاشانى در رد بر صوفيه آورده ، « 5 » و دربارهء برخى از اعمال خارقالعادهء آنان ، علاوه بر توجيه مذهبى ، به اعمال كفّار هندى اشاره مىكند كه خود در دههء هفتاد قرن يازدهم هجرى ، در اصفهان ناظر آنها بوده ، « 6 » و بهترين كار آنها ورود در آتش بوده است . « 7 » وى از شيعيانى ياد مىكند كه در زمان وى ، داخل در آتش مىشدهاند . « 8 »
به هر روى ، از نگاه او تصوّف ( واقعى ) در پوشيدن لباس پشمينه و دورى از البسهء فاخره و خوردن نان جو و ترك نعمتهاى الهى نيست ؛ تصوف عمل به دستورات شريعت و ترك شبهات است . وى در اين باره ، از مقدس اردبيلى رحمة الله عليه مثال مىزند كه وقتى مال
هامش
( 1 ) . جزائرى ، الانوار ، ج 2 ، صص 277 - 284 . وى خلاصه اين قصّه را در المقامات ( نسخهء 3496 مرعشى ) برگ 384 آورده است .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 284
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 286
( 4 ) . همان ، ج 2 صص 287 - 290
( 5 ) . همان ، ج 2 ص 292 ؛ جزايرى ، زهر الربيع ص 206
( 6 ) . بنگريد : جزائرى ، زهر الربيع ، ص 414 دربارهء مرتاضهاى هندى كه در اصفهان بودهاند .
( 7 ) . جزائرى ، الانوار ، ج 2 ص 296
( 8 ) . همان ، ج 2 ص 300 ؛ وى منكر كرامات نبوده و در المقامات ( نسخهء 3496 مرعشى ) برگ 393 - پ نمونههايى از برخى از عباد شيراز و نيز از يكى از اجداد صالح خود نقل مىكند .