مىكند كه وى بر بسيارى از كتابها حواشى و تعليقات نوشته كه بسيارى از آنها به دلايل مختلف از قبيل « لبيع او نهب او اصابة سانحة » از بين رفته است . « 1 » دربارهء پدرش هم نوشته است كه وى بيش از هزار كتاب داشته كه بر روى بسيارى از آنها تعليقه و تحشيه داشته است ، اما بسيارى از آنها « بجهات عديدة يطول شرحها » از بين رفته است . « 2 »
تا آنجا كه مىدانيم كتابخانههاى شخصى در اين دوره ، اهميتش از كتابخانههاى عمومى بيشتر بوده است . با اين حال حفظ و بقاى اين كتابخانهها ، مشروط به آن بود كه اوّلا آنها وقف بر اولاد شود ؛ ثانيا نزاعى ميان اولاد درنگيرد و ثالثا از آن عالم ، فرزندان و نوادگان عالمى بر جاى بماند كه ارزش آن كتابها را بشناسند و آنها را حفظ كنند . جزائرى از كتابخانهء سيد نصر الله شهيد ياد كرده كه تا چه حد بر جمعآورى كتاب حريص بود : « كان حريصا على جمع الكتب ، موفّقا فى تحصيلها » . بعد مىافزايد كه شنيدم كه او تنها در يك معامله ، هزار كتاب را به قيمت بسيار نازلى در اصفهان خريد . آنگاه مىافزايد : اين كتابها در اختيار ورثه او قرار گرفته كه فكر مىكنم تا كنون از بين رفته باشد . « 3 »
كتابخانههاى شخصى ، به جز علاقهء صاحب آن ، نيازمند پول مكفى بود ؛ امرى كه به
هامش
رياض را از ميرزا ابو المعالى به امانت مىگيرد - گويا در سال 1315 قمرى - پس از آن حاجى با امكاناتى كه داشته دو دوره از روى آن استنساخ مىكند . يك دوره در اختيار دامادش شيخ شهيد مرحوم فضل الله نورى رحمة الله عليه بوده كه از دو مجلد بزرگ ، يك جلد آن در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران است . يك نسخه هم دست خودش كه مرحوم سيد حسن صدر و ديگران از آن استفاده كردهاند . در حوالى سال 1320 - 1321 كه مرحوم الفت - پسر مرحوم آقا نجفى اصفهانى - به نجف رفته بوده ، آن نسخه را از ورثهء مرحوم حاجى ميرزا حسين نورى خريدارى مىكند . نسخهء آقاى مرعشى گويا از روى همان نسخه در نجف استنساخ شده است . البته سال تولد آقا نجفى را نمىدانم ، چون مختلف نوشتهاند : 1319 ، 1318 و بعد از آن . شيخ آقا بزرگ و حاج سيد محسن امين از روى همان نسخهء حاجى ميرزا حسين استنساخ كردهاند . به هر حال نسخهء ميرزا در اختيار مرحوم الفت قرار مىگيرد كه مرحوم حاجى سيد حسن صدر هم حواشى بر آن دارد . مرحوم الفت براى آن فهرست تهيه كرد . اين حرف شيخ آقا بزرگ كه جايى نوشته :
در آن سفر بخشى از رياض - گويا توسط آقا ميرزا اصفهانى كه نسخه را از آقا ميرزا ابو المعالى به امانت براى حاجى نورى آورده - در رودخانه افتاد ، نادرست است . شايد چيز ديگرى بوده كه در دريا يا در فرات افتاده است . هر چه بوده همان بوده كه دست مرحوم الفت آمد ، چون در روضات هم از بيش از موجود چيزى نقل نشده است . نسخهء مرحوم الفت را هم حاج سيد سعيد نائينى كه ابواب الروضات الفت را چاپ كرد ، از ايشان گرفت كه چاپ كند . اما بعد خبر آورد كه حاجى حسين آقا ملك آن نسخه را از ايشان گرفته و سيصد تومان براى آقاى الفت فرستاده بود . بنا بر اين آن نسخه هم در كتابخانهء ملك است . تا اينجا مسموعات بنده بود از استاد ارجمند جناب آقاى روضاتى . خود ايشان بعدها شرحى مختصر از اين مسئله را در دو گفتار ، صص 93 - 96 آوردهاند .
( 1 ) . افندى ، همان ، ج 3 ، صص 233 - 234
( 2 ) . افندى ، همان ، ج 4 ، ص 308
( 3 ) . جزايرى ، الاجازة الكبيره ، صص 83 - 85