منظم براى ارائهء كتاب به مردم ، اين انديشه تقويت شده است . طبيعى بود كه بسيارى از اين كتابخانههاى شخصى ، به رغم اهميتشان ، پس از مرگ صاحبانش ، با تقسيم ميان وارثان كه بسيارى نسخههاى سهم خود را مىفروختهاند ، پراكنده مىشده و عملا كتابخانهء آنان از ميان مىرفته است . عجيب آن كه گاه مؤلفات پدر كه با يك عنوان شامل چند مجلد بوده ، در ميان وارثان تقسيم شده كه در نتيجه سهم يك وارث باقى مانده و سهم وارث ديگر از بين رفته است . نمونهء آن ، كتاب پرارج رياض العلماء و حياض الفضلاء افندى ، برجستهترين كتابشناس دورهء صفوى است كه نيمى از آن ، به همين دليل از بين رفته است . « 1 » خود افندى اشاره
هامش
( 1 ) . استاد حاج سيد محمد على روضاتى - دام ظله - دربارهء داستان كتاب رياض فرمودند : با توجه به برخى شواهد ، ميرزا عبد الله در سال 1127 كتابهاى خود را ميان دو فرزندش ميرزا احمد و ميرزا زين العابدين تقسيم كرده است . كتاب رياض خود را هم دو قسمت كرده ؛ دو سه مجلد از تراجم علماى شيعه و سنى را به يكى و دو سه جلد را هم به ديگرى داده است . تا آنجا كه مىدانيم بخش دوم رياض ، يعنى سهم ميرزا احمد باقى مانده است . دربارهء قسمت ديگر مىدانيم كه ميرزا نصر الله شهيد ، آنها را همراه با كتابهاى ديگرى در اصفهان خريده است . اين همان خريدى است كه سيد عبد الله جزائرى در كتاب الاجازة الكبيره به آن اشاره كرده كه سيد نصر الله كتابهاى زيادى را به ثمن بخس در اصفهان خريد ؛ اما اشاره به رياض ندارد . شيخ يوسف بحرانى در كشكول خود مىنويسد : يكى از شاگردان علامهء مجلسى شرح حال برخى از علما را نوشته كه من قسمتى از آنها را نقل مىكنم . وى بايد از همان سهمى كه دست سيد نصر الله بوده ، استفاده كرده باشد . تراجمى كه وى از چند حرف اول الفبا در كشكول آورده در چاپ فعلى رياض از همانجا نقل شده است . احتمال دارد كه چاپ بمبئى از كشكول ناقص باشد و بايد از آن كتاب كه نام اصليش انيس المسافر است ، از نسخهء فرهاد معتمد استفاده شود ؛ چه احتمال آن هست كه تراجم بيشتر يا كاملترى در آن از رياض نقل شده باشد . تاكنون از اصل رياض كه در كتابخانهء سيد نصر الله بوده ، خبرى در دست نيست . اما سهم ميرزا احمد در اختيار حاجى كلباسى بوده است . شايد هم دست پدرش حاجى محمد حسن بوده كه در دورهء نادر ، تعيين تكليف زنهايى كه شوهرانشان در فتنهء افغان گم شده بودهاند ، به دست او بوده است . اين كه دست حاجى محمد حسن بوده يا نه مطمئن نيستم .
پس از حاجى ، اين كتاب دست آقا ميرزا ابو المعالى فرزندش بوده و در كتابى كه در شرح حال شيخ بهائى نوشته ، از آن مطالبى نقل كرده است . اين نسخه ، احتمالا به طور عاريه دست مرحوم صاحب روضات هم بوده كه از آن استفاده برده است . ممكن است از خود حاجى گرفته و شايد هم از فرزندش آقا ميرزا ابو المعالى . پس از آن كتاب به دست ميرزا ابو الهدى پسر ميرزا ابو المعالى رسيده است . وى صاحب سماء المقال و پدر آقاى آقامحمد است كه در قيد حياتند . حاجى ميرزا ابو الهدى داماد برادر مرحوم حاج آقا حسين خادمى بودند . وقتى حاجى ميرزا ابو الهدى در سال 1316 شمسى در گذشت ، آقاى خادمى وصى و قيّم ايشان بودند كه يك پسر و يك دختر داشتند . آقاى خادمى گفتند كه ، چون من قيّم بودم نخواستم خودم كتابها را بخرم . پس از آن كتابها را به حاج ملا احمد بيان الواعظين فروختيم . مرحوم حاج ملا احمد مرد بافضلى بود . ايشان آن قسمتى از رياض را كه در كشكول بحرانى آمده بود از آنجا استنساخ و ملحق به اصل كرد . در آن سالها عباس اقبال ايام عيد به اصفهان و شيراز مىرفت . در يك سفر كتاب رياض را از مرحوم حاج ملا احمد ( صاحب كتاب خلد برين يا تاريخ گويندگان اسلام ) خريدارى كرد كه بعد به كتابخانهء دانشكده ادبيات منتقل شد . در همان زمان كه روضات - پيش از چاپ - به دست مرحوم حاجى ميرزا حسين نورى مىرسد ، وى توسط شخصى به نام حاج آقا ميرزا اصفهانى نسخه اصل