تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
نفس مىكشد ، اگر كتابش مورد اقبال مردم واقع شود ، از آن استقبال مىكنند و بارها از روى آن مىنويسند ، اما به ميل و سليقهء خودشان . و لذا اگر مؤلف كتاب خود را بعد از چند سال در جايى ببيند چندان استحاله شده است كه به زحمت آن را بازخواهدشناخت و آن را « تخم حرام » توصيف خواهد كرد و حال آن كه در ديار ما ، چاپ اثر مؤلف و نام او را خدشه ناخورده ، جاودانه مىكند . . . بايد اعتراف كرد و به قول خود ايرانيها ، « از حق نمىتوان گذشت » كه اگر اين ملت همچون ما به چاپ كه يكى از مواهب آسمانى است ، ايمان واقعى داشتند و آن را براى انتقال پيام به عامهء مردم و تنظيم قرائات و تدريس و مطالعه به كار مىبردند ، يعنى همان كارهايى كه معمولا تحصيل‌كردگان ما انجام مىدهند ، مىتوانستند - اگر نگوييم از ما پيش بيفتند - حد اقل با ما برابرى كنند ؛ زيرا كه از اوان كودكى تا سن پيرى و از كار افتادگى تحصيل مىكنند ، در حالى كه ما ، مثلا در فرانسه ، همين‌كه تا سن 18 تا 20 سالگى ، كمى در كلاسهاى درس وول خورديم ، آن هم به زور و اجبار ، ديگر براى تعميق سواد خود به تحصيل ادامه نمىدهيم و علوم را تعميق نمىدهيم و غالب مؤلفان روزگار ما ، مردمى چهره عوض كرده هستند تا به خواننده القاى نوآورى كنند . « 1 » اشاره كرديم كه به رغم عدم وجود صنعت چاپ در اصفهان ، حد اقل به اندازه يك چاپخانهء امروزى بلكه بيشتر ، كتاب استنساخ مىشده است . بحث از وضعيت كتاب و نقش آن در اين دوره ، كه از جهاتى شبيه دوران ديگرى است كه صرفا نسخ خطى مورد استفاده بوده ، بايد موضوع يك پژوهش جدى قرار گيرد . بخشى از اين داستان مربوط به كتابخانه‌هاى عمومى ، شامل كتابخانه‌هاى مدارس ، كتابخانهء بقعهء شيخ صفى ، « 2 » كتابخانه‌هاى آستان مقدس امام رضا و حضرت عبد العظيم در رى « 3 » و نيز كتابخانهء سلطنتى مىشد . محمد هاشم ( رستم الحكماء ) دربارهء كتابخانهء سلطنتى نوشته : آن سلطان جمشيدنشان را كتابخانه‌اى بود كه از خطوط جميع مشاهير كتاب ، يعنى مجموعهء آداب در خطاطى استاد كل ، جناب ابن مقله رحمه الله ، مخترع خطوط هشتگانه . . . استاد ياقوت مستعصمى و آقا ابراهيم و ميرزا احمد نيريزى و مير على و مير عماد و شاه مسكين و رشيد و شفيعا و خواجه اختيار و امثال اينان غفر الله لهم . قرآن‌هايى به خط جلى و خفى و با ترجمه و بىترجمه و ادعيه و احاديث و نسخه‌هاى بسيار با اعتبار از جميع علوم و
هامش
( 1 ) . مجلهء كلك ، ش 80 - 83 ، صص 401 - 403 ( 2 ) . كتاب‌هاى اين كتابخانه در سالهاى 1241 - 1246 توسط روسها غارت شد و به كتابخانهء آكادمى علوم در سن پطرزبورگ منتقل شد . نك : نشر دانش ، سال 14 ( 1372 ) ، ش 6 ، صص 24 - 28 ( 3 ) . افندى در چند مورد از اين كتابخانه ياد كرده است : و قد رأيتها فى الخزانة الموقوفة من الكتب فى مشهد عبد العظيم . افندى ، همان ، ج 3 ، ص 161