در ايران ، با اين كه بهاى كتابهاى خطى نسبت به كتب چاپى ما زياد است ، هم به قدر كفايت وجود دارد و هم قيمتش گران نيست ، اما آثار مصنفان به ندرت به دست مىآيد ، ازاينرو خواستار ، بايد نوشتن آن را به نسخهبرداران سفارش بدهد . براى وصول به مقصود نخست بايد به قدر لازم كاغذ به دست بياورند ، سپس دربارهء حق كتابت با كاتب به گفتگو بپردازند . مزد نوشتن را بر مبناى هزار بيت حساب مىكنند . . . اين مبلغ بسيار سنگين است و كمتر كسى به اداى آن تن در مىدهد و مزد عادى كتابت هزار بيت فقط بيست و هفت سوست ( واحد پول فرانسه ) و موضوع كتاب ، سال تأليف ، شهرت يا گمنامى مؤلف مورد توجه كاتب قرار نمىگيرد . . . به هر روى آسان مىتوان دريافت كه گرانى و كميابى كتاب تا چه اندازه مانع نشر دانش و فرهنگ مىباشد و چه مايه پژوهشگران و اهل تحقيق را از ادامهء مطالعه و اكتشافات علمى و فكرى بازمىدارد . اين نيز گفتنى است كه نقائص كتب خطى بسى بيشتر از آن است كه به آنها اشاره شد ؛ چه بسيارى از آنها چندان مغلوط است كه آنچه در آنها نوشته شده پريشان و آشفته و مبهم در نظر مىنمايد . . . بارها در دربار اصفهان به من پيشنهاد كردند كه چند چاپخانه به ايران بياورم و يكى را در اصفهان نصب كنم و به راه بيندازم . اگر شاه عباس ثانى زنده و پادشاه بود ؛ اين كار به آسانى جنبهء تحقق مىيافت و به سرعت عملى مىشد ، اما پسر و جانشين ، در بند اين امور مهم نيست و چندان كه دانشمندان و خيرانديشان او را بدين كار دلالت و تشويق كردند سود نبخشيد . « 1 »
بىمناسبت نيست پارهاى از يادداشتهاى پدر رافائل دومان را ، كه از سال 1057 تا 1108 هجرى در ايران بوده ، دربارهء وضع كتاب در دورهء صفوى بخوانيم . وى دربارهء كتابخانهء سلطنتى مىنويسد :
در تشكيلات دربار ، هيچ نظمى نيست و به همين ترتيب كتابهاى شاه در جايى كه كتابخانه نام دارد ، بدون نظم و ترتيب درون صندوقها ( يخدانها ) ريخته شدهاند و در هيچ قفسهاى بر حسب هيچ نظمى جاى ندارند ، بر خلاف آنچه در ديار ما مرسوم است ؛ و در نتيجه اشخاص علاقهمند يا كنجكاو نمىتوانند به آسانى كتاب مورد نظر خود را پيدا كنند .
وى درباره صنعت چاپ مىنويسد :
اينان از صنعت چاپ كه علوم در پرتو آن مىدرخشند و شهرت يك مؤلف مرهون آن است ، محروم هستند . اينان جز از نسخهء خطى استفاده نمىكنند و لذا در كتابت ايشان اشتباهات بسيار روى مىدهد كه ناشى از ناآگاهى و يا هوا و هوس كاتبان است . . . كتابهاى اين مردم دچار تغيير شكل و استحالهء عجيبى مىشود . در واقع ، در حالى كه مؤلف هنوز زنده است و
هامش
( 1 ) . شاردن ، سفرنامه ، ج 4 ، ص 963 - 965