17 اشاراتى در باب كتاب و كتابخانه در دورهء صفوى با گزارشى از كتابخانهء شخصى فاضل هندى
وضع كتاب و كتابخانه در دورهء صفوى
داستان كتاب در دورهء صفوى ، داستانى است از يكسو قابل ستايش و از سوى ديگر همراه با تأسف و تأثر . در اين دورهء با شكوه ، در شهرهاى اصفهان ، مشهد ، تبريز ، قزوين و بسيارى از نقاط ديگر ، هزاران كاتب به استنساخ كتاب مشغول بوده و آثار مكتوب را براى استفادهء خود يا به درخواست ديگران كتابت مىكردند . كاتب ، كتاب را استنساخ مىكرد ؛ پس از آن كتاب استنساخشده به كتابخانهء شخصى يك عالم يا وزير يا شاه يا كتابخانهء مدرسهاى منتقل مىشد . ممكن بود عالمى كتابى را خود استنساخ كند ، چنان كه ممكن بود با دادن پول به ديگرى ، كار استنساخ را به او واگذارد . نسخههاى تهيه شده ، به دليل آن كه محدود بود ، هر لحظه در معرض اتلاف قرار داشت و اصولا توليد كتاب در دورهء صفوى به گونهاى بود كه كتاب به راحتى نمىتوانست در اختيار همه قرار گيرد ، درست همانطوركه پس از توليد به راحتى در معرض تلف قرار داشت . اين وضعيت ، مانعى بر سر راه ترقى و رشد فرهنگ در اين دوره محسوب مىشد .
افزون بر اين ، دورهء صفوى از اين زاويه ، ميراث نابسامان دورهء تيمورى به بعد تاريخ ايران را در اختيار دارد . دورانى كه اوّلا : تنها و تنها به كتابهاى ادبى اعتنا مىشد ، ثانيا :
تصوف مانع مهمى بر سر راه رشد كتابنويسى و كتابخوانى بود و كمتر مدرسهء قابل اعتنايى در ايران وجود داشت . در حال حاضر ، هر محققى مىتواند نوع آثار كتابت شده در فاصلهء قرن هشتم تا نهم ايران را ببيند و بفهمد كه دامنهء كار تا چه اندازه محدود بوده و تا كجا نوع رشتههاى علمى دچار انحطاط و ضعف بوده است . آثار مخطوط بر جاى مانده در برخى از كتابخانههاى كشورهاى آسياى ميانه ، و نيز نسخههاى قرن هشتم و نهم موجود در كتابخانههاى ايران كه در اين حوزه كتابت شده ، گواه چنين نگرشى در كتابنويسى و طبعا دانشاندوزى آن دوران است .
پيدايش دولت صفوى و نفوذ علما در اين دوره ، رويكرد تازهاى را نسبت به