دانشاندوزى و كتاب در جامعه ايجاد كرد . در اين دوره بسيارى از آثار شيعى از عراق ، جبل عامل ، بحرين و حتى هند « 1 » به ايران انتقال يافت و تحول جديدى در برخى از دانشها بوجود آمد . با اين حال ، كار از حد استنساخ كتاب فراتر نرفت . استنساخ كتابها در اين عهد ، به ويژه در اصفهان ، در حد شگفتآورى گسترده بود ؛ چنان كه آثار بر جاى مانده نشان مىدهد كه چه مقدار انرژى در اين راه صرف شده است . با اين حال ، على رغم آن كه در آن دوران ، در اروپا نوع كتابها به چاپ مىرسيد - يا به اصطلاح دورهء صفوى به قالب زده مىشد - و حتى برخى از متون چاپى كتاب مقدس از زمان شاه عباس به ايران رسيده بود ، به دلايلى كه بر ما روشن نيست ، كمترين تلاشى براى انتقال چاپ به ايران صورت نگرفت . « 2 »
شاردن دربارهء چاپخانه مىنويسد :
ايرانيان همانند ديگر كشورهاى مشرق زمين چاپخانه ندارند و بدين صنعت سودمند توجه نمىكنند . مىگويند چون هواى ايران خشك مىباشد ، نه تنها كاغذ شكننده و كمدوام مىگردد ، بلكه استفاده از چاپخانه را سخت دشوار مىسازد . ازاينرو ، به نوشتن و داشتن نسخههاى خطى خرسندند ، و چون بالطبع دوستدار دانش مىباشند ، هنر كتابت و نسخهنويسى ترقى بسيار يافته و در شمار هنرهاى زيبا در آمده است . « 3 »
در چنين شرايطى ، محدوديت كار استنساخ كتاب براى رشد دانش ، و حتى لطماتى كه از بابت كاتبان فاقد علم و دانش بر كتابها روا مىرفت ، از مشكلاتى است كه سبب بىرونقى بازار كتاب مىشده است . آشكار است كه هر اندازه نيز كه استنساخ كتاب فراوان مىبود ، براى بسيارى از اقشار جامعه ، فراهم كردن چنين كتابهايى آسان نبود ؛ ازاينرو ، كتابخانههاى شخصى هم نمىتوانست از حد محدودى فراتر رود . وقتى كتاب در دسترس عالم يا محقق و نويسنده نباشد ، تحقيقات وى نيز نمىتواند بر اساس يافتههاى علمى پيشين استوار باشد . به علاوه كه بسيارى از آثار ، به دليل آن كه از آنها تعداد كافى وجود نداشت ، دستخوش حوادث شده و از اساس ، از ميان مىرفت . شاردن نوشته است :
هامش
( 1 ) . نمونهء آن كتابهاى زيادى بود كه شيخ على منشار ، پدر زن شيخ بهائى از هند به ايران آورد و بعدها به كتابخانهء شخصى شيخ بهائى پيوست . افندى مىگويد كه شنيدم كه آنها چهار هزار مجلد كتاب بود . اين كتابها به ارث به تنها فرزند دختر شيخ على رسيد كه همسر شيخ بهايى شد . شيخ نيز آنها را وقف كرد كه و بسيارى از آنها به دلايلى از جمله بىتوجهى متولى از بين رفت . افندى ، رياض العلماء ، ج 4 ، ص 266
( 2 ) . كليساى وانك اصفهان را كه گويا از اوائل قرن هيجدهم دستگاه چاپ داشته بايد مستثنى كرد ، گرچه اين دستگاه تنها در خدمت چاپ كتاب مقدس بوده و به آثار عمومى نوشتهشده در اصفهان ارتباطى نداشته است .
( 3 ) . شاردن ، سفرنامه ، ج 4 ، ص 961