در سال 1175 در حالى كه به سفر حج مشرف مىشده ديده است ( 74 - 45 ) . مؤلف اشاره به آمدن تاجران ازبكى به كرمانشاه كرده و اين كه يكى از آنان دربارهء مباحث شيعه و سنى با مردم بحث مىكرده و يكبار هم با يكى از عالمان ( 168 - 169 ) .
دربارهء زندگى اشخاص نيز گاهى نكات جالبى دارد . از سيد حسن بن محمد ابراهيم حسينى ياد شده كه از سر زهد تا پايان عمر پولى در دست نگرفت و خرج و دخلش در دست برادرش بود . در شب زفاف از همسرش اصول دين پرسيد . همسرش به او گفت كه وى خود را براى شب زفاف آماده كرده ، نه شب اول قبر ( 109 ) . از فتنهاى در شيراز در اواخر عهد نادر شاه ياد شده كه در آن تقى خان شيرازى سر به شورش گذاشته و حاكمى كه نادر تعين كرده بود بر او غلبه يافت ( 154 ) .
از مجلس درس آقا محمد رضا فرزند آقا حسين خوانسارى ، ياد شده كه دويست تا سيصد طلبه ، هر روز در درس او حاضر مىشدند ( 156 ) . از كتابخانه ميرزا ابراهيم پسر ملا صدرا ياد شده كه 1500 كتاب داشته كه بر بيشتر آنها حاشيه نوشته بوده است . وى بيش از هفتاد كتاب براى خود استنساخ كرده بوده است ( 53 ) . از آقا محمد حسين لنبانى ياد شده كه سيد على خان گفته است كه وى صحيفه او را سرقت علمى كرده است ، اما مؤلف مقام او را برتر ازاينگونه نسبتها مىداند ( 121 - 122 ) . از سيد احمد خاتونآبادى ياد مىكند كه در دادن فتوا بسيار محتاط بوده است ( 60 ) .
محمد تقى مشهدى ، شاگرد رفيع همدانى آن چنان اعتبارى نزد استاد خود داشت كه استفتائاتى را كه نزد استاد مىفرستادند تا جوابش را بنويسد ، شاگرد جواب را مىنوشت و استاد صرفا آن را مهر مىكرد ( 87 ) . زمانى نيز كه شيخ محمد حسين بحرانى به نجف رفت ، سيد صدر الدين محمد ، كه عالم آن ديار بود ، با حضور او از دادن فتوا خوددارى مىكرد و مسائل را به او ارجاع مىداد ( 118 ) . شيخ زين الدين كاظماوى هم مفتى عراق بود ، اما نه چون ديگر مشايخ عرب كه وقتى فهمشان به چيزى نمىرسيد ، آن را انكار كرده و كفر مىشمردند !
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 738
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٧٣٨