تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
قدرتمندانه بر ايران حكومت مىكرد . در شرح حال مير آصف قزوينى آمده كه همراه با جمعى دوستانش در جريان محاصرهء اصفهان ، قدرى گوشت خر با قيمت گزافى به دست آوردند ، سپس آن را پختند و سهم افراد را به طور مساوى دادند . مير آصف سهم خود را پس از دادن سهم همهء افراد برداشت و اين چنين ايثار كرد ! ( 49 ) . محمد حسين بن محمد صالح اصفهانى ، كه شيخ الاسلام اصفهان بوده ، به دست افغانها به اسارت در آمد . آنان وى را آزار و اذيت كردند تا اموالش را از چنگش بدر آورند . اين حادثه در پيدايش روحيهء آخرت‌گرايى در او مؤثر بوده ، چنان كه خود محمد حسين نيز به اين تأثير در خود اعتراف داشته است ( 126 ) . آقا خليل قائنى اصفهانى نيز پس از در گذشت آقا جمال خوانسارى ( 1122 ) از علماى مورد مراجعه بوده تا آن كه به گفتهء مؤلف آن مصيبت وحشتناك ، يعنى حملهء افغان‌ها ، صورت گرفت ؛ به طورى كه نه تنها اصفهان ، بلكه تمامى ايران تخريب شد ؛ آن چنان كه مىتوان گفت :
صبا دامن‌كشان بر وى گذر كرد * اساس كلبه‌اش زير و زبر كرد
چنان زد بر بساطش پشت‌پايى * كه هر خاشاك آن افكند جايى
پس از پايان محاصره ، او از اصفهان رهايى يافت و به قزوين رفت و در آنجا به كار امر به معروف و نهى از منكر پرداخت . قبل از ورود وى به قزوين ، خوردن مشروب ، چون خوردن آب آسان بود ، همين‌طور قبايح ديگر . اما پس از ورود وى ، همه اين زشتىها از بين ميان رفت . ( 144 ) حاج محمد رضا قزوينى هم از علمايى است كه فتواى به وجوب دفاع در برابر حمله افاغنه داد و اين زمانى بود كه براى بار دوم به قزوين حمله كردند . او عدهء زيادى از مؤمنين را گرد آورد و در ناحيه ديال‌آباد به سراغ افاغنه رفت . در اين درگيرى او و شمارى از همراهانش به شهادت رسيدند ( 157 ) دربارهء مقاومت علما در برابر افاغنه ، اين آگاهى بسيار دقيق و منحصر به فرد است . يكى از عالمان درگير در فتنهء افغان ، محمد حسين تبريزى ، ملاباشى دورهء آخر سلطنت شاه سلطان حسين صفوى است . مؤلف به رغم ستايش از علم وى و اين كه كتاب شافى سيد مرتضى را سه بار تدريس كرده ، او را متهم به دنيا دارى مىكند ( 120 ) . يك تفاوت عمدهء ميان مراكز علمى عراق و ايران آن بود كه عراق نوعا محل تحصيل و درس بود ، اما عالمانى كه در ديار عجم زندگى مىكردند از موقعيت بالايى برخوردار بودند . مؤلف در مورد آقا محمد باقر بهبهانى و اقامت او در بلاد عرب مىگويد : اگر او را به عراق عجم و خراسان و شيراز و اصفهان مىآمد ، مردم وى را بر تخم چشم خويش گذاشته ، امامتش را پذيرفته و نقود و جواهر و درهم و دينار خود را بر پاى او مىريختند . مؤلف او را