درس خوانده يا حتى تا پايان عمر در آنجا باقى ماندهاند . در اينجا فهرست اجمالى شهرها را با شمارهء شرح حال مىآوريم .
اصفهانى : 7 ( خوزانى ) « 1 » ، 11 ، 12 ، 18 ، 20 ، 29 ، 78 ( خاتونآبادى ) ، 27 ، 37
( شمسآبادى ) ، 48 ، 55 ، 73 ، ( لنبانى ) 85 ، 122 ( بيدآبادى ) ، 125 .
قزوينى : 1 ، 10 ، 17 ، 25 ، 59 ، 76 ، 77 ، ( درباغى ) 83 .
شيرازى : 3 ، 16 ، ( خفرى ) ، 34 ، 53 ، 81 ، ( شيرازى اصفهانى ) 105 ، 123 .
مشهدى : 5 ، 26 ، 38 ( پاچنارى ) ، 41 ، 71 ، 80 ، 127 ، 132 .
تبريزى : 21 ، 72 ، 101 ، 106 ، 110 ، 115 ، 117 ، 134 .
گيلانى رشتى : 36 ، 54 ، 89 ، 90 ، 102 ، 111 ، 128 ، ( ساكن اصفهان ) 184 .
يزدى : 30 ، 35 ، 87 ( جفروئى ) 95 ، 99 ، 114 ، 116 ، 121 .
عاملى : 14 ، 65 ، 71 ، 75 ، 93 ، 95 .
خوانسارى : 57 ، 84 ، 86 ، 107 ، 128 .
قائنى : 8 ، 23 ، 96 ( قائنى اصفهانى ) 129 .
بحرانى : 63 ، 66 ، 70 .
مازندرانى : 19 ، 28 ، 104 .
از پسوندهاى شهرى شمارى ديگر از شهرها نيز يكى دو بار ياد شده كه ياد از آنها چندان ضرورتى ندارد . بايد توجه داشت كه مؤلف چندى در تبريز و يزد بوده و همينطور در مشهد . اين مسئله در ياد كرد از علماى اين شهرها تأثير خاصى داشته است . او از عراق عرب ياد كرده ؛ از جمله از دو عالم با عنوان « الكاظماوى » ( 19 ، 133 ) . همچنين از سكونت موقت يا دائمى علما در نجف ياد كرده كه نشانهء اهميت نجف در آن دوره است ( 88 ، 98 ، 111 ) . با اين حال مؤلف تصريح مىكند كه اصفهان بزرگترين شهر عجم در قرن دوازدهم بوده است ( 78 ) .
برخى از رخدادها و نكتهها
به تناسب درگير شدن برخى از علما در برخى رخدادها ، اشاراتى به اين حوادث صورت گرفته است . مىدانيم كه منبع منحصر برخى از رخدادها ، كتابهاى شرح حال است . در اين كتاب مختصر نيز چند مورد از اين حوادث يا گوشههايى از آنها آمده كه قابل توجه است .
از آن جمله به محاصرهء اصفهان در جريان فتنهء افغان در سال 1134 - 1135 اشاره شده است ؛ حوادثى كه منجر به سقوط صفويه و از بين رفتن سلسلهاى شد كه حدود 230 سال
هامش
( 1 ) . مواردى كه در پرانتز آمده مربوط به لقبهاى محلى است بر گرفته از محلات داخلى شهر يادشده .