برايش دعا كرده است ( 96 ) . گويا محمد جعفر به مطالبى از متون دينى كه عجيب و غريب بوده تمايل داشته و در آثار خود نيز به شرح احاديث غريب مىپرداخته است ( 97 ) .
گرايش به معاد روحانى نيز در شمار گرايشهاى انحرافى بوده است . مولانا ذو الفقار كه از شاگردان مجلسى بوده ، به مولى رفيع گيلانى ، عبارتى از كتاب الطهارة كتاب وافى فيض كاشانى را نشان داده كه معاد را به معاد روحانى تأويل كرده و ظاهر آن را كفر شمرده است ( 149 ) . مولانا رجب تبريزى هم رسالهاى داشته كه مؤلف آن را ديده و مىگويد : او هر چه در شرع دربارهء معاد آمده ، بر صفات نفسانى و ملكات و علوم آن تأويل كرده است . مؤلف مىافزايد : اگر معناى اين تأويل چنان باشد كه حشر اجساد اثبات نشود ، كفر محض است .
البته اگر به گونهاى جمع كند كه به معاد روحانى و جسمانى هر دو معتقد باشد ، اشكالى ندارد ( 151 ) .
مولانا حيدر على شيروانى نيز به رغم آن كه در شمار عالمان ژرفنگر بوده ، آراى مختص به خود داشته است . از جمله آن كه تمامى علما ، به جز سيد مرتضى و پدرش را لعن مىكرده است . وى به شدّت روحيهء ضد سنّى داشته و گفته شده است كه گروه حيدريه به او منسوبند . كسانى كه روزه مىگرفتند ، براى آن كه با طعام حلال افطار كنند ، اجناسى از مغازهداران سرقت كرده ، با آن افطار مىكردند ( 138 ) . اين گرايشها ، از تبعات منفى نزاعهاى گسترده صفوى - عثمانى بوده است ؛ به طورى كه در آن سوى نيز فتواهاى شديدترى مطرح مىشده است . مؤلف يادآور شده كه شخص مزبور سنيان را كافر مىشمرده و حتى كسى را كه در اين عقيده شك كند ، كافر مىدانسته است . در برابر ، كسانى نيز متهم به داشتن گرايشهاى سنى شدهاند . از جمله سيد حيدر عاملى ، از علماى ساكن مشهد مقدس بوده كه در فقه و حديث و تفسير دانشى وافر داشته است . او در نزد عامهء مردم متهم به تسنن بوده است .
مؤلف مىگويد : وى همراه او در سفر بوده و چيزى كه نشانگر چنين گرايشى در او باشد ، نديده است . يكبار در سفرى به سارى ، صحبت شد كه فلان عالم ، به دليل روايت « قلم و دوات » در ماجراى رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله حكم كفر نسبت به كسى داده كه با دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله مخالفت مىكرده است ؛ اما سيد حيدر عاملى گفته است كه آن ماجرا دليل كفر آن شخص نيست . يكبار نيز در استراباد شخصى از او مسألهاى پرسيد كه موافق مذهب ابو حنيفه فتوا داد . مؤلف مىگويد : صرف موافقت دليل بر تسنن او نيست ( 140 ) . مؤلف از مولانا محمد حسين كاشفى ياد كرده كه او از فضلاى ماست ، گرچه معاشرت با اهل سنت دارد ( 129 ) .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 731
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٧٣١