تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
داشتند ( 172 ) . حاصل اين جلسات و مباحثات اطراف آن و استفسارها و استفتائات انجام‌شده ، بحث را تا حد مطلوبى رشد داد . مؤلف از مباحثات ورد و ايرادهايى در اين باره ياد كرده كه ميان محمد تقى مشهدى معروف به پاچنارى ، با ملا محمد رفيع گيلانى ، مقيم مشهد ، دربارهء نماز جمعه صورت گرفته و رسائل متعددى دربارهء آن نوشته شده است ( 83 ، 161 ) . از محمد رضا قزوينى هم رساله‌اى در حرمت اقامهء جمعه در عصر غيبت ياد شده ( 158 ) ، همچنين از سيد حسين عاملى ( 124 ) . يكى از بحث‌هاى ديگر مسألهء غنا بوده است . در اين كتاب تنها از رساله‌اى از ميرزا ابراهيم اصفهانى ياد شده كه رد بر رسالهء سيد ماجد كاشانى بوده است ( 57 ) . نام رسالهء سيد ماجد ، ايقاظ النائمين بوده است . نكته ديگر در اين باره مطلبى است كه دربارهء سيد اسماعيل خاتون‌آبادى از عالمان بلندپايهء آن عهد آمده است . مؤلف مىگويد : چنين شنيده شده كه وى در علم موسيقى ، كه دشوارترين علوم و فنون است ، بسيار تبحّر داشته و كتاب موسيقى شفاى بوعلى را در جامع سلطانى [ مسجد امام فعلى ] تدريس مىكرده است ( 66 ) . بحث مربوط به حكم ناصبى ، كفر و تنجيس وى هم مطرح بوده است . اختلاف در اين بوده است كه آيا عنوان ناصبى با اهل سنت و يا حتى غير امامى مساوق است يا نه . يك گرايش افراطى فقهى ، به تنجيس مطلق غير امامى حكم داده است . رساله‌اى با عنوان الرد على مولانا حيدر على فى تنجيس غير الامامى و اخراجهم عن الاسلام از حاج محمد زكى قرميسينى - كه از قضا خود سنى بوده و سپس شيعه شده - ياد شده است ( 168 ) . دربارهء حيدر على كه قائل به تنجيس بوده و محمد زكى كه رد بر وى نگاشته ، در جاى ديگرى از همين كتاب سخن گفته شده است . ( 138 )

گرايش‌هاى فكرى انحرافى

در هر دورهء تاريخى در ميان عالمان ، آموزه‌هاى خاصى رواج يافته و آنچه كه بر خلاف آن مطرح گردد ، غالبا به عنوان گرايش‌هاى انحرافى شناخته مىشود . مواردى از همين گرايش‌هاى انحرافى ، در دوره‌هاى قبل يا بعد از آن ، ممكن است به عنوان يك آموزهء رسمى مورد قبول اكثريت قرار گيرد . در قرن دوازدهم ، در ادامهء آنچه از پيش مطرح شده بود ، چند گرايش انحرافى از ديدگاه مؤلف وجود دارد . يكى از آن گرايش‌ها ، گرايش به تصوّف است كه مؤلف در چند شرح حال به آن اشاره كرده است . از جمله مىگويد : مولانا اسماعيل بروجردى كه از علماى اين عهد بوده ، به دست يكى از صوفيه گمراه شده و به صورت يك شخصيت صوفى مفرط در آمده است ( 71 ) . مير محمد رضوى شاهى از اعاظم زهاد و عبّاد بوده و به نوشته مؤلف ، ديده نشده است كه در تمام دورهء عمر خويش آنچه را كه صوفيه از
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 729 | الشيخ رسول جعفريان