تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
خرافات و مصطلحات و ساخته‌ها و عقايد دارند ، ابراز كند ( 86 ) . آقا حسن لنبانى از فضلاى مشهور و صوفى بوده است . مؤلف مىگويد : زمانى در كوچه‌اى مىرفت كه كودكان بازى مىكردند . در حال ، يكى از كودكان گفت : ربّك ! در اين هنگام وجدى عظيم به او دست داد كه مدهوش شد ( 106 ) . حاج محمد رضا قزوينى از علماى قزوين بود كه از شهر ، در برابر حملهء افاغنه دفاع كرد . مؤلف مىگويد : او از شيوهء صوفيان متنفر بود ( 158 ) . از بحث‌هاى علمى مربوط به صوفيه ، آموزهء وحدت وجود بود كه صوفيان در اعتقاد به آن متهم بودند . مولانا رجب على تبريزى از فلاسفهء بزرگ بود ، اما معتقد بود كه لفظ وجود مشترك لفظى ميان واجب و ممكن است . او در اين باره رساله‌اى نوشت كه مورد قبول سلف و خلف وى نبوده ، عقيدهء او به تعطيل محض مىانجاميده و بر اساس آن اثبات وجود ممكن نبوده است ( 150 ) . مولانا سلطان محمد قائنى هم رساله‌اى در همين زمينه داشته است . مؤلف از رسالهء مذكور با عبارت « المسائل المتداولة بين الافاضل فى الوجود » ياد مىكند ( 176 ) . محمد سعيد رودسرى نيز رساله‌اى دربارهء وحدت وجود نگاشته است ( 173 ) . انحراف فكرى ديگر از نظر علماى اين دوره ، گرايش افراطى اخبارىگرى است كه البته شمار طرفداران آن به ويژه در برخى حوزه‌هاى علمى فراوان بوده است . حاج محمد ترشيزى از محدثان صالح است ، جز آن كه اخبارى است ( 80 ) . مولانا محمد جعفر كرمانى كه نوشته‌هاى كفرآميزى نيز داشت ، از اخبارىها بود ( 97 ) . حاج محمد حسن مهتدى نيز در آغاز اخبارى بود ، اما خداوند او را به « طريقهء مستقيمه » هدايت كرد . او نوشته‌هاى آقا محمد باقر بهبهانى را خواند ( 109 ) . شيخ محمد حسن بحرانى هم از فقيهان بلندمرتبه بوده و گرچه اخبارى بوده ، اما از « اهل التحقيق و اولى التدقيق » بوده است . حاج محمد رضا قزوينى نيز با تمام تتبعى كه در كتب فقهى داشته ، تمايل اخبارى داشته است ( 157 ) . بايد توجه داشت كه در قرن دوازدهم ، گرايش اخبارى معتدل ، قوى بوده است ، گرچه در اواخر اين قرن با مقاومت سخت آقا محمد باقر مشهور به وحيد بهبهانى ( م 1206 ) ، به شدت تضعيف شده است . گرايش‌هاى انحرافى ديگرى هم مورد توجه مؤلف قرار گرفته كه البته دامنهء آن محدود است . مولانا محمد جعفر كرمانى كه گفته شده عقيدهء اخبارى داشته ، مطالبى در برخى آثارش آورده كه ظاهر آن‌ها كفر بوده است . مؤلف مجموعه‌اى از او ديده كه در آن گفته است : آوردن معجزهء قرآن چيزى نيست كه خاتميت پيغمبر ما با آن محقق شود ، بلكه ممكن بود كه يكى از كمترين رعاياى او چنين چيزى بياورد ! مؤلف مىگويد : او در كتاب تباشير خود مطالبى دارد كه ظاهر آن‌ها كفر است . به همين دليل مؤلف نه قبر او را زيارت كرده و نه