عالمان و پادشاهان
از زمانى كه دولت صفوى برپا شد و علماى شيعه در قدرت سياسى - دينى جديد سهيم شدند ، هماره برخورد ميان عالمان و پادشاها از اهميت خاصى برخوردار بوده است .
نخست از آن روى كه در فكر سياسى شيعه ، زمينهء شركت علما در سياست فراهم بوده و حكومت جديد مىبايست و لو به صورت محدود ، آن را مىپذيرفت و طبعا پس از پذيرش تعارضاتى پديد مىآمد . دوم آن كه تمايل شاهان به طور طبيعى به دنيا دارى و تمايل علما متمايل به سمت آخرتگرايى بود كه اين تفاوت دشوارىهايى را در مواضع كلى آنان پديد مىآورد . برخى از عالمان زاهد ، به طور اصولى از سياست نزديك شدن با شاهان پرهيز مىكردند . افزون بر آنچه گذشت ، عمل كردن يا نكردن به احكام شرع از سوى شاهان ، هماره مطمح نظر علما بوده است . اين نيز عاملى در برخوردها و مناسبات علما با شاهان بود . اين سه نكته سبب شد تا اين برخوردها اهميت يابد . پيش از اين ، در دورهء حكومت خلفا و شاهان دنياى اسلام هم ، اين مسئله اهميت خاص خود را داشته است . ابو حامد محمد بن محمد غزالى ( 450 - 505 ) كتابى با عنوان مقامات العلماء بين يدى الخلفاء و الامراء نگاشته كه شامل داستانهايى در اين باره مىباشد . در كتاب مورد نظر ما نيز مطالبى در اين باره آمده است .
قزوينى در تتميم از يكسو برخوردهاى زهد گونه و غير دوستانه و از طرف ديگر روابط دوستانهء علما با شاهان را منعكس كرده است . دربارهء زندگى ميرزا ابراهيم ، فرزند ملا صدرا كه رسالهاى در تفسير آية الكرسى نگاشته ، مىگويد ، بر من روشن شد كه شيوهء او با شيوهء پدرش متفاوت بود ؛ زيرا پدرش اعتقادى به شاهان نداشت و رفتن نزد آنان را بر خويش روا نمىشمرد ، اما او بر خلاف پدر ، رسالهاى تأليف كرد و آن را تحفهء شاه زمان خويش كرد ( 52 ) .
دربارهء اسماعيل خاتونآبادى و زهد او مطالبى آمده و از جمله گفته شده است كه اشرف افغان نزد او آمد ؛ اما خاتونآبادى در برابر وى از جاى برنخاست . سلطان ، پايينتر از او نشست و پس از يك ساعت رفت ( 66 ) . محمد باقر خاتونآبادى نزد شاه سلطان حسين صفوى موفقيتى و الا داشت . شاه او را معلم فرزندانش كرد . عظمت او به حدى بود كه وزير اعظم در حضور او جز با اجازهء او دخانيات مصرف نمىكرد . مؤلف از يكى از استادانش نقل مىكند كه زمانى به خاطر « قرب او نزد سلطان » خواسته بود تا نزد وى شرح اشارات بخواند ! ( 77 - 78 ) . معلوم مىشود كه رفتن به درس كسانى ، به دليل موقعيت آنان هم مىتوانسته باشد . ميرزا محمد جعفر خفّاف از فيلسوفان اين عهد ، مصاحب وزير اعظم بوده است . وقتى آنها با يكديگر سواره ، حركت مىكردند ، وزير همراه او تا در خانهاش مىرفت